ملا محمد مومن كرمانى
372
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
مرخص فرمود [ يد ] كه به كرمان رفته به معالجه آزار خود اشتغال نمايد - بندگان معظم اليه از بن معنى نادم شده ، در ساعت ، عاليقدر گرگين بيك گرجى ميرآخور سركار خود را به چاپارى تعيين ، و به تعاقب او مأمور فرمودند - كه او را مانع شده ، از راه برگرداند . ميرآخور هم فرار كرد عاليقدر مشار اليه به ايلغار تمام تعاقب . و چون معزى اليه راه را تغيير داده بود - در عرض راه به او برنخورده ، از خوف مؤاخذه بندگان سپهسالار ، معاودت به قندهار ننموده ، عازم گرجستان شده ، به سمت ولايات مزبور فرار نمود . و عاليشان معزى اليه وارد دار الامان كرمان ، و گزارش حالات را به بندگان الكساندر ميرزا تقرير نمود . در كرمان توقف ، و در آن [ جا ] مشغول تقديم امور سركار بندگان معظم اليه مىبود ، و بندگان معظم اليه را - چون اعتماد و اعتقاد به جانب راى و استصواب عاليشان معزى اليه مىبود ، از جانب بندگان سپهسالار كمال تشويش به هم رسانيده منتظر اخبار از جانب قندهار مىبود . [ جاى تيتر سفيد ] بعد از آنكه بنابر ارشاد و افساد اميرويس شقاوت بنياد ، جماعت افغان شورابكى و سرحه پشنگ و لوكر و توابع آن سرحدات الى بنكش ، در مقام خلاف و بىاطاعتى برآمده ، شروع به طغيان و افساد نمودند . بندگان سپهسالار عظيم الوقار ، قشونى كه در ركاب مىبود تمامى را مأمور به تنبيه اين طايفه باغيه طاغيه نمود . عاليجاه منصور خان را مأمور سرحد بنكش و هزاره ، و عاليجاهان محمد جعفر سيستانى - كه سمت خويشى سببى با بندگان سپهر مكان داشت ، به اتفاق عالىجاه على قلى خان برادرزاده ارشد كامكار خود - مأمور شورابك و آن حدود الى سرحد بلوچستان ، و عاليشان شاهرخ بيگ