ملا محمد مومن كرمانى

323

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

و غيره سركردگان رسانيده ، دو نفر چاپار نزد بندگان سمو المكان الكسندر ميرزا فرستاده از عزيمت و ورود امير شاه سليم و متفقين ، بندگان سردار را مطلع ساخته سفارش نموده بودند كه به زودى با سپاه نصرت دستگاه عزيمت ، و به فرستادگان خود سفارش نموده بود كه همه‌جا بلدى [ كرده ] و بندگان سمو المكان الكسندر ميرزا را با قشون به نحوى بياورند كه از ورود ايشان امير شاه سليم را به‌هيچ‌وجه مطلقا اطلاعى حاصل نشود . و بعد از روانه نمودن فرستادگان و خاطرجمعى از جانب بندگان سمو المكان معظم اليه ، سپاه را جمع‌آورى و به آنها دلدارى ، و تحريك سپه‌دارى و كمان‌دارى ، و نويد انعام و خلعت به آنها نموده ، همگى را سرگرم محاربه و جان‌سپارى ، و سنگر و محكمه خود را حسب الواقع استحكام داده ، مستعد رزم و پيكار و متوسل به فضل حضرت پروردگار شد . عصر همان روز علامت سپاه شقاوت دستگاه امير شاه سليم ظاهر شده - كه با جمعيت بىحدوحصر وارد ، در گرداگرد سنگر ايشان نزول ، و مشغول رزم و پيكار شده ، عاليشان مشار اليه و سركردگان نيز ساعت به ساعت و لحظه‌به‌لحظه به قشون نصرت‌نمون دلدارى و وعده ورود موكب مسعود بندگان سپهرمكان سردار را داده ، ايشان را به عواطف بىشمار بندگان معظم اليه اميدوار نموده ، و الحق آن دليران نامدار لوازم پادارى و مردانگى مدت ده دوازده يوم به ظهور رسانيده ، با مخاصمين رد و بدل ، و به چوگان اخلاص و ارادت‌شعارى ، گوى مردانگى و فرزانگى از همگنان ربوده ، مراسم جان‌سپارى به ظهور مىرسانيدند . بالاخره از سبب بىآذوقگى ، عسرت و مشقت به جان سپاه ظفرپناه راه يافته ، دو سه شبانه‌روز به گوشت گاو و گوسفند و شتر - مدار ، و از آن رهگذر عرصه بر همگى تنگ ، و با يكديگر مصلحت ديده بودند كه در هنگام نيم‌شب فرار نموده ، خود را از آن مهلكه بيرون اندازند . و از آن‌جا