ملا محمد مومن كرمانى
324
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
كه فضل جناب واهب متعال شامل حال عموم شيعيان ائمه اثنىعشر [ است ] ، در اول مغرب ، يك نفر از فرستادگانى كه از نزد عاليشان ميرزا عبد الرشيد به خدمت بندگان سپهرمكان سردار رفته بودند - پياده وارد ، و تقرير نمود كه در خدمت بندگان سپهرمكان سردار وارد يك فرسخى شده ، و من به خصوص اينكه شما را مطلع كنم پياده آمده ، و اسبم را در اردوى بندگان سردار گذاشتهام . فرياد الامان و اسارت رؤساى بلوچ از استماع اين خبر بهجتاثر ، آثار شكفتگى و انبساط و نشاط در رخسار جمع مخلصان هواخواه به هم رسيده ، سجده فرساى شكر واهب حقيقى گرديده ، مجددا عاليشان ميرزا عبد الرشيد و غيره ، دو نفر را [ a 38 ] پياده ، به اتفاق همان شخص ، روانه ، و اعلام داشت كه امشب را در همانجا توقف ، و نزديك به طلوع صبح عازم اين حدود - از چهار طرف يورش بر سر مخاذيل نموده ، كه به عون عنايت الهى و اقبال بلند مكان سپهسالار ، چندان بستگى ندارند . و آن شب به تمامى قشون قدغن نمود كه مبادا نوعى نمايند كه از اين رهگذر ، آن شقاوت كرداران اطلاعى حاصل نمايند - و از غايت شعف و انبساط مطلقا آن شب احدى خواب نكرده ، تا به سحر منتظر ظهور اشتعال و التهاب نايرهء حرب و جدال ، و موكب فيروزى كوكب نصرت اشتمال مىبودند - و تقريبا نيمساعت به طلوع صبح مانده ، از اطراف سيبه و سنگر آن مخاذيل صداى رعدآساى كرّنا بلند ، و از چهار طرف نايره جانگداز شعله تفنگ ملتهب شده ، عاليشان ميرزا عبد الرشيد و سركردگان نيز با غازيان كه در سنگر محصور بودند - از سنگر بيرون آمده ، و به يكبارگى اطراف آن مخاذيل را قبل ( ؟ ) نموده ، امير شاه سليم و امير خسرو شاه و پردل خان مردود ، سراسيمه از خواب جسته ، مضطرب احوال [ ] ، و آن