ملا محمد مومن كرمانى
231
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
مخاذيل ظفر نيابيم ، و آثار صبح ظاهر شود . على الصباح كه اثر صبح نورانى روشنىبخش عالم ظلمانى گرديده ، جنود كواكب غايب شدند ، نواب خان فرمود كه كرّنا كشيده ، شروع در تفنگ انداختن نمايند ، تفنگچيان به يك دفعه تفنگها را خالى ، و كرّناچيان بنياد نواختن كرّنا نمودند ، از بيم ، زلزله در كوه و صحرا افتاده ، بلوچان دستوپا گم كرده ، خود را به اندرون باغ رسانيدند ، و چند نفر از آن جماعت ، خود را به درختان كشيده شروع به كماندارى نمودند . و جمعى سر تفنگها را از رخنههاى ديوار باغ بيرون كرده تفنگ مىانداختند . به كوه كشيدن غازيان دشمن شكار را پناهى نبود كه توانند صيد دشمنان نمايند ، و عقدهء دل اعدا را به نوك نيزه جانستان يا تير برّان گشايند - و دشمنان در پناه ديوار كارزار مىنمودند و يكديگر را به شاباش و آفرين مىستودند ، و چند مرتبه خان ، قشون را به يورش امر فرمود ، چند نفر به ضرب گلوله از پاى درآمدند - كه مجموع سيزده نفر باشند - كشته شدند . و آن دو سه نفر بلوچ كه بر درخت رفته كماندارى مىنمودند به ضرب گلوله غازيان به قتل رسيده از درخت به زير افتادند ، و چند نفر ديگر كه در ميان باغ بودند از دشمنان كشته شدند ، و تا انتهاى روز ، بازار گيرودار گرم بود . هنگام شام كه خيل ظلام اطراف جهان را فروگرفت ، غازيان به اداى نماز مشغول شده - چو فردا شود كار فردا كنيم - قرارداد خاطر نمودند . و آن بىدينان ، شتران خود را بار نموده روانه شدند . بامدادان قراولان خبر فرار بلوچ را رسانيده ، قشون متعاقب آن مخذولان روانه شدند . آن جماعت كه آثار غازيان را مشاهده نمودند خود را به دامن كوه قريب به موضع آب بيد شارع راور رسانيده ، تا جايى كه شتر نهضت مىتوانست كرد بالا رفتند و همانجا به زير آمده ، شتران را زانو بسته ، خود را به كوه