ملا محمد مومن كرمانى

230

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

حقيقت را به خدمت وكلاء خانى عرض ، روز چهارشنبه 17 شهر مزبور ، فرستادهء مومى اليه وارد و عريضه او را رسانيد . خان ، بقيهء قشون را از شهر برداشته خود به نفس نفيس روانه خبيص ، و تحقيق احوال آن جماعت را نموده ، به تحقيق پيوست كه آن جماعت از رستاق به سمت قريه سيف « 1 » حركت نموده ، راور و كوبنان را در نظر دارند . چون هوا در غايت گرم بود ، بندگان خان در باغ‌نظر خبيص ، لحظه‌اى آسايش نموده ، در هنگام شام [ ] در قريه سيف ، و متوجه تحقيق احوال آن مخاذيل شدند . قراولان متعاقب ايشان رفته ، مشخص نمودند كه از شوارع دهنه غار به سمت كوهپايه « 2 » رفته‌اند ، بندگان خان ، در همان لحظه سوار ، و به ايلغار تمام رفته ، قريب به سحرگاه ، روشنى آتش - كه آن جماعت افروخته بودند - مشاهده نمود ، در همان لحظه ، قشون را مقرر فرمود كه از شارع مستقيم تجاوز نموده ، از دامن كوه ، به آهستگى - كه اعادى مخبر نشوند - عبور و به حرجند « 3 » روند ، و دو سه مردم آگاه را فرستادند كه ملاحظه روشنى آتش ، و بر كيفيت احوال اضلال اطلاع حاصل نمايند . آن جماعت ، روشنى را منظور ، و به نزديك آمده ، ديدند كه قريب به هفتاد نفر بلوچ و افغان ، در كنار ديوار باغ كورك ، بعضى در خواب [ a 9 ] و برخى بيدار ، و شتران به يك سمت خوابانيده‌اند ، و علامت صبح نيز ظاهر شده ، حقيقت را به مسامع خان رسانيدند . جمعى از مردم سپاهى مصلحت ديدند كه با شمشير و تير ، بىخبر ، بر آن جماعت بداختر تاخته ، همگى را طعمه سيف و سنان سازند . بندگان خان ، اين رأى پسند ننمود كه مبادا جمعى از ملازمان تلف شوند ، و بر آن

--> ( 1 ) - ده سيف : مهمترين آبادى در اول لوت . ( 2 ) - كوهپايه : آبادى در شمال شرقى كرمان . بين راه قديم خبيص . ( 3 ) - حرجند با ضم اول و سوم ، آباديى نزديك راور ، و مركز معدن زغال‌سنگ .