ملا محمد مومن كرمانى

19

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

درباره كلمه أقطاع جاى اين تصور باقى است - كلمه‌اى كه صد در صد صورت عربى دارد و با فتح همزه تلفظ مىشود و طبعا اين فكر را به ذهن مىرساند كه مربوط به عصر سلجوقيان و بعد از آن باشد « 1 » و اين ناحيهء اقطاعى براى يك ايل مخصوص در نظر بوده باشد . گفتگو دربارهء اين كلمه و شأن نزول آن فعلا در حوزه بحث ما نيست ، « 2 »

--> ( 1 ) - ديلميانى كه با شبانكارگان يار شده بودند ، قسمت‌هائى از كرمان را به صورت اقطاع به شبانكارگان سپردند . در زمان قراختائيان ، مدت‌ها سيرجان و شهر بابك و اقطاع و دشتبر به بىبى تركان خواهر پادشاه خاتون سپرده شده بود ، ( تاريخ كرمان ، ص 363 ) ، طوايف جرمان و آوغان ، از زمان قراختائيان در بلوك أقطاع و ارزويه سكونت داشته‌اند . ( تاريخ كرمان ، ص 384 ) ، بلوك اقطاع ييلاق قبيلهء اوغانى بود و سيورغتمش اوغانى رئيس آن ايل . سلطان احمد مظفرى به كمك هزاره جرمانى ، با اين سيورغتمش اوغانى در بافت جنگيده است . ( تاريخ كرمان ، ص 424 ) . امير جمشيد برادر سيورغتمش ، قلعهء ارزو را پناه گرفت . در تمام مدت حكومت شاه شجاع ، اين سيورغتمش و اوغانىها ، ناحيه اقطاع و ارزويه را مشوّش داشته‌اند . خواجه شمس الدين زاهد از بزرگان ناحيهء اقطاع به زهر پهلوان اسد كشته شد ( محمود كتبى ، ص 87 ) و آخر كار نيز سيورغتمش به دست امير محمد جرمانى به قتل رسيده است . و از آن وقت ، به بعد ، رياست هزارهء جرمان و اوغان به پهلوان على قورچى سپرده شد . ( تاريخ كرمان ، ص 426 ) . در عصر زنديه ، شاهين آقا پسر حاجى منصور بيگ خواهرزادهء شاهرخ خان ضابط و مباشر بلوك اقطاع و كوشك بود . ( تاريخ كرمان ، ص 626 ) . در زمان آقا محمد خان ، آقا على وزير « ضياع و عقار كلّى در بلوك اقطاع و كوشك داشت » ( جغرافى وزيرى ) و باز در همين زمان على مراد خان كوشكى از باباخان ( فتحعلى شاه بعد ) كه از طريق فارس به كرمان مىآمد ، پذيرائى كرد . ( ايضا ص 555 ) ، ميرزا حسين پسر آقا على - كه در بلوك اقطاع سكونت داشت ، با آخوند ملا صالح بافتى و عليقلى خان قراغلانو و حيدر خان هشونى ، و امير باقر گوغرى تا مرغ تزرج استقبال كردند . ( ايضا 567 ) و در همين سفر جنگى بود كه فتحعلى شاه دخترى از رابر به زنى گرفت ( خاتون هفت قلعه ، ص 188 ) . حرف آخر آن‌كه ، هركس بافت و گوغر را در اختيار داشت ، مىتوانست محل تعليف حداقل هزار اسب را تأمين كند - بنابراين كل حكام كرمان - كه در جاى ديگر چنين امكانات طبيعى ( - النگ و چراگاه ) در اختيار نداشتند - هميشه محتاج ايلات بافت بودند . ( 2 ) - خلاصة يا بايد يك مضاف براى آن پيدا كرد ، مثلا اقطاع فلان و به همان ، يا اينكه اصلا آن را صورت تحول يافتهء كلمه‌اى ديگر دانست ، از نوع كلمهء عقدا در يزد كه نام آباديى است ، يا أختا -