ملا محمد مومن كرمانى

20

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

و اينكه منشأ آن چيست و وجه تسميه كدام ، مىماند براى جاى ديگر - كه در اين‌جا ، مختصرا ، قسمت دوم تركيب ، يعنى افشار مورد نظر است . تعبير اقطاع افشار - با كسر عين و اضافه دوم - به اين دليل درست نيست كه اصولا اقطاعىها فارسى زبان مىباشند و افشارها از اصل ترك . بنابراين مىماند اين تصوّر كه يك ناحيه از بافت و اسفندقه به عنوان اقطاع به يك طايفه - احتمالا مهاجر - داده شده باشد ، و بعدها اسم آن مردم به جهت ناحيه‌اى كه به صورت اقطاع به آنان داده شده ، نسبت أقطاعى يافته باشد و چون در مجاورت هم - و احتمالا در زدوخورد با هم - با طوايف افشار بوده‌اند ، در طول سال‌ها و قرن‌ها به صورت اقطاع و افشار ، يا اقطاع افشار ( بدون اضافه ) خوانده شده‌اند . حدس من آن است كه در همان اوايل صفويه كه حكومت كرمان به افشاران سپرده شد ، اقطاع و چراگاه‌هاى بافت نيز در تيول آنان قرار گرفت كه سپاه پشتوانه خود را در آن‌جا نگاهدارى كنند . به علت اشتقاق كلمهء اقطاع ، بنابراين ، اين مهاجرت از قرون چهارم و پنجم هجرى پيشتر نمىتواند بوده باشد و چنان كه گفتيم چون اقطاعىها فارسىزبانند ، احتمال من بر اين است ، كه اينها گروهى از شبانكارگان بوده باشند كه در ايام آل بويه ، و به علّت خدماتى كه در تسخير فارس و قسمتى از كرمان به آل بويه كرده بوده‌اند ، اين ناحيه ، به عنوان أقطاع ، به گروهى از

--> - كه اين يكى به نظر مناسب‌تر مىآيد و احتمالا طايفه‌اى كه اختاجى بوده‌اند و مأمور نگاهدارى اسب‌هاى حكام در كوهستان‌ها و النگ‌هاى بردسير و نگار و بافت - و اين به نظر صحيح‌تر مىآيد ؛ و عادل أختاجى كه جان تيمور را از شمشير شاه منصور نجات داد ، شايد از اين تيره بوده است . ( خاتون هفت قلعه ، چاپ سوم ، ص 56 ) . اقطاع ، به معنى تيول و نان پاره ، از عصر سلجوقيان در ايران باب شده و كم‌كم به ادب هم سرايت كرده : أقطاع ده سپاه موران * اورنگ نشين تخت كوران ( نظامى )