ملا محمد مومن كرمانى

171

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

وقف پابرهنه البته مقصودم پايان قدرت خانى و حكومت بيگى است كه ديگر جائى براى نقدى بيگ‌ها و بيگتاش‌ها و مرتضى قلى خان‌ها و غنجعلى خان‌ها و كلبعلى بيگ‌ها و بهرام بيگ‌ها باقى نگذاشت ، و گرنه آن كلام معروف كه مىگويند : كرمان ، مستعمرهء يزدىهاست ، حرفى است كه به‌هرحال جاى پاى خود را دارد . فرق نمىكند ، امير محمد مظفر ميبدىاش هم كه باشد ، جنگ‌هاى غازيانه مذهبىاش را در كوهستان‌هاى جيرفت مىكند و اسب پهلوان عليشاه بمى او را از مرگ حتمى نجات مىدهد . « 1 » ولى او املاك خود را وقف شهداى فهرج يزد مىكند ، « و مدرسهء عالى ساخته و آب در او جارى كرده و شوربا جهت آينده و رونده وقف نموده » ، حال آنكه يكى از آن شهدا وحشى حبشى قاتل حمزه عموى پيامبر بوده است ! « 2 » حاجى برخوردارش هم كه باشد ، پستهء رفسنجانش كارگشاى نمايندگى كارخانه‌هاى ژاپنى براى اوست ، آن‌وقت بيست ميليون تومان آن خرج مسجدش در كنار ميدان يزد - و در برابر مسجد ميرچخماق مصرف مىشود . آن‌هم چهل پنجاه سال پيش .

--> عليحده نداشته‌اند و مطيع دار الخلافه بوده‌اند . و چون به ديوان سلاطين عراق متعلّق شدند ، حسام الدين شوهلى از تركان افشرى تابع سلجوقيان حاكم آن ديار و بعضى از خوزستان بود و از قوم جنكروى محمد و كرامى ، پسران خورشيد ، به خدمت حسام الدين شوهلى مبادرت نمودند ، و مرتبهء بلند يافتند و از اولاد ايشان فرزندان رشيد و قابل پيدا شدند ، از جمله شجاع الدين خورشيد . . . » ( شرفنامهء بدليسى ، چاپ محمد عباسى ، ص 58 ) با اين مراتب بايد گفت كه ايل شوهل نيز از طوايف افشار به شمار مىآمدند ، و اينها بايد همان طايفهء شول باشند كه در قديم چول ، و در عربى صول خوانده شده‌اند و در حوالى گرگان و دهستان هم بوده‌اند . در سيرجان نزديك كوه خواجوئى و خبر طايفهء شول هنوز هم سكونت دارند . طبرى ، جنگ انوشيروان با طوايف بارز ( پاريز ) وصول ( شول ) را در يك پاراگراف ياد مىكند : ( كوچهء هفت‌پيچ ، ص 159 ، چاپ چهارم ؛ ايران در زمان ساسانيان ، كريستن‌سن ، ص 259 ) . ( 1 ) - آسياى هفت سنگ ، چاپ هفتم ، ص 60 . ( 2 ) - تاريخ جد يزد ، ص 59 .