ملا محمد مومن كرمانى

157

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

كرده بود از أخ الزّوجه حمايت داشت . « 1 » و ايالت از اين اقدام كوك بود ، روزى در مجلس مهمانى ميانه شيخ الملك و سردار مضاربه شد ، « 2 » دو روزى هياهو و اجتماع تلگرافخانه فراهم بود ، بعد مصالحه شد . انتظام الممالك نايب الحكومهء سردار ظفر وارد ارگ ، سردار محتشم به طرف اصفهان رفت . از اين ايالت هيچ آثار قابل تحرير نيست جز سكوت و حيله و امساك و غارت بلده و بلوك ، خدا و آخرت و بهشت اين طايفه به اصطلاح خودشان « پيل » است پيل . « 3 » . اواخر ذى حجّه بارس‌ئيل 1332 ه [ 1914 م . ] سردار محتشم از كرمان رفت و انتظام الممالك نايب الاياله مراقب امور ايالت مىباشد . . . » مستوفى باز ادامه مىدهد : غنجعلى خان افشار و دهنهء لولى « . . . در ششم شهر صفر المظفر 1333 ه [ 25 دسامبر 1914 م . ] سردار ظفر به ايالت كرمان وارد و تشريف‌فرماى عمارت باغ ناصريه شدند . اين اوقات به واسطه قتال و جدل دولت‌هاى اروپا با يكديگر ، در ايران اسباب كسادى بازار تجارت فراهم است . قالىبافى متروك ، ساير امتعهء ايرانى توقف ، و حمل به خارج نمىشود ؛ ده دو ، و ده سه بر قيمت امتعهء خارجه علاوه شده ، از اين قرار اگر بماند باز هم بر قيمت مىافزايد ، موجبات خانه خرابى هرروزه زيادتى مىنمايد . كنون شهر جمادى الثانيه است . قريب چهل روز مىگذرد با اردو جناب

--> ( 1 ) - در باب شيخ الملك شهابى سيرجانى - پدر آقاى دكتر عيسى خان شهابى ، رجوع شود به مقاله مفصل نگارنده ، در « هشت الهفت » ص 173 - 256 . ( 2 ) - من شنيده بودم كه شيخ الملك ، سردار بختيارى را زده است . حالا معلوم مىشود درست بوده . ( 3 ) - پيل ( - پول ) را كلاه كلاه دريافت مىكردند - يك كلاه سفيد بختيارى پرپول . پدرم گفته بود از قول تفنگچى بختيارى : كلاهى پيل ، يك من ، راست كن زود * وگر نه مىكشم از دخمه‌ات دود