ملا محمد مومن كرمانى
148
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
ايالت بههم زده ، از وزارت جنگ خبر احضار ايشان تلگرافا رسيد . « 1 » ايالت هم اصرار كرده رفتند . اگر سردار كرمان بود خيلى اقدامات امير اعظم را مانع مىشد . مع هذا رندان ، هم دشمنىشان را به خرج سردار دادند ، هم ايالت را به خلاف هدايت كردند . همان روز كه عصرش سردار از شهر بيرون رفت شرفياب شدم ، حضرت و الا فرمودند : حكومت من مسلّم است ، مىدانم ، هرچه صلاح است اقدام مىنمايم . حركات رفعة نظام - كه ميرزا قاسم كور نعيمآبادى باشد - مشهور بود كه در صفحات بم و نرماشير و جبالبارز جيرفت صاحب نفوذ است و مايهء هزار شرّ و فساد . سيدى مظلوم در بم كشته شد . يك طرف قتل به ميرزا قاسم راجع ، به اين ملاحظه و ملاحظات ديگر ، مدّعى و مدّعا عليه و مظنونين به قتل مىبايست به حضور ايالت برسند ، اين دسته از بم و ساير مواد فساد از جيرفت [ و ] رابر همه به شهر حاضر شدند ، بعد از خاكمالى خون سيّد مظلوم ، بناى اصلاحات مملكتى را گذاشتند . غنجعلى افشار و امير اعظم « . . . ميرزا حسين خان رئيس نظميهء سابق - كه ده پانزده هزار تومان به اداره جهانيان مقروض بود - و همراه اين ايالت آمده بود ، به طمع اينكه مثل سابق دست به غارت باز كند و فهميد در اين ايالت كار به صرفه و ملاحظه است - محض اصلاح مقاصد خودش به آقاى خود خيانت نمود و با ميرزا قاسم كور « 2 » - رفعة نظام لقب داشت - شبها بناى نقشهكشى گذاشتند كه بايد باغهاى سبز پرثمر را به حضرت و الا جلوه داد و استعداد صحيح فراهم كرده از شهر خارج شد و در بلوكات آتش سوزاند و مداخل كرد . شرط عمده پختن عرق طمع
--> ( 1 ) - يعنى خبر احضار سردار نصرت . ( 2 ) - يك چشم رفعت نظام ، چپ بوده است .