اقبال يغمايى ( گردآورنده )

60

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

سردار شير محمد خان به شنيدن سرگذشت آن مرد جليل متأثر و گريان گشت . دانست كه به غرض تهمت ياغيگرى به وى بسته‌اند . دستش را بوسيد و گفت اگر رضا شود او را از راه لرستان به كربلا مىرساند تا به هرجا كه خواهد برود . آن بزرگ‌مرد مىدانست قمر السلطنه دختر مظفر الدين شاه زن احتشام - الدوله بانويى خدا ترس و متدين و پاك اعتقاد است . آوازهء وعظهايش را شنيده و هوادار اوست . آن زن پرهيزگار در آن‌زمان از شوهر خود قهر كرده بود و در خانه پدرشوهرش زندگى مىكرد . سيد بر اين اميد بود كه وى به شفاعت برمى - خيزد و از مرگ رهايى مىيابد . ازاين‌رو مددگارى سردار محمد خان را نپذيرفت . بارى ، پس از اينكه خطيب جليل وارد بروجرد شد و قمر السلطنه از آنچه بر او گذشته بود و در پيش داشت آگاه گرديد دو تلگرام در طلب عفو وى به محمد على شاه مخابره كرد . هردو بىجواب ماند . مشير السلطنه در جواب تلگرامى كه امير افخم دربارهء سيد به او كرده بود چنين جواب فرستاد : جناب مستطاب اجل اكرم آقاى امير افخم حكمران بروجرد دام اقباله تلگراف جناب‌عالى راجع به آوردن سيد جمال از همدان به بروجرد به عرض خاكپاى مبارك رسيد . مقرر فرمودند وجود اين شخص مفسد كه فحول علماى اعلام حكم به تكفير و نفى او داده‌اند براى مملكت مضر است و به محض اغتنام فرصت اشخاص ساده‌لوح را اغوا ، و مفسده برپا خواهد كرد و اسباب زحمت خواهد شد . حسب الامر مبارك قدغن فرماييد به وصول اين تلگراف مشار اليه را راحت كنند و مراتب را سريعا اطلاع دهند به عرض برسد . چون امير افخم به كشتن سيد مصمم شد قمر السلطنه سوگند ياد كرد كه اگر مويى از سر سيد كم كند از احتشام الدوله طلاق مىگيرد و آن خانواده را ترك مىكند ؛ و نيز وى را بيم داد كه اگر اين بىگناه آزاديخواه را بكشد بتحقيق