اقبال يغمايى ( گردآورنده )
50
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
حضرت « ستار » چون سام نريمان آمده * شكر جاى كفر و استبداد ، ايمان آمده . . . سرگشتگى و فرار سيد جليل در نيمهء دوم ربيع الثانى 1326 هجرى قمرى اختلاف ميان آزاديخواهان و محمد على شاه ، سلطان خيرهسر و تيره راى ، شدت يافت . شاه قاجار چون از ماندن در پايتخت بيمناك بود به تلقين برخى از فتنهگران شرانديش ، روز سهشنبه نهم جمادى الاول از كاخ سلطنتى بيرون شد و در عمارت باغ شاه خارج دروازهء غربى پايتخت پناه جست . بر اثر انتقال شاه ، اوضاع تهران بيشازپيش آشفته و پريشان شد و بيم آن بود كه بر اثر تصادم هواداران مشروطيت و استبدادطلبان ، وقايعى سخت و خونين روى دهد . سرانجام پس از سپرى شدن دو هفته ، شاه بر اثر ترغيب و تحريض نزديكان و درباريان زشتكار و بدانديش كه نگينوار وى را در ميان گرفته بودند ، به لياخوف روسى فرمان داد مجلس شوراى ملى را كه ستاد و سنگر نمايندگان و آزاديخواهان بود به ضرب گلولهء توپ ويران كنند . قزاقان و سربازان سيلاخورى بدين فرمان ، يك ساعت برآمده از روز سهشنبه 23 جمادى الاولى 1326 برابر دوم تير ، جنگ را آغاز نهادند . اين پيكار خونين كه جنگ ميان نور و ظلمت يا فرشته و اهريمن بود تا سه ساعت به غروب مانده ادامه داشت . حاميان آزادى دليريها و فداكاريها كردند ، اما بر اثر اصابت گلولههاى توپ به مجلس و انهدام قسمتى از آن ، قلت افراد ، تمام شدن فشنگ ، ناچار سنگرها را رها كردند و از ديوارهاى شرقى مجلس كه نسبتا كوتاه بود بالا رفتند و هرچند نفر به جايى گريختند . سيد جمال الدين واعظ اصفهانى كه به راستى در بيدارى مردم و استقرار مشروطيت ايران تدبير و همت و فداكارى كرده بود ، چون در يك پا نقص داشت و