اقبال يغمايى ( گردآورنده )
32
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
ناقابل از چنگ استبداد و ستم مىرهد و به آزادى نايل مىشود ، من به شوق و ارادت از سر جان برمىخيزم . » در قم اعتضاد الدوله حاكم آنجا در حق وى به انصاف و مدارا رفتار كرد . سيد در قم سه بار بيشتر منبر نرفت ، به موعظههاى ساده اكتفا كرد و از سياست و حكومت سخنى نگفت . پس از سپرى شدن دو هفته ، شاه وسيلهء زنان خود از تبعيد سيد جليل آگاه شد و به نير الدوله حاكم تهران دستور فرمود كه محترمانه وى را به پايتخت دعوت كند . به هنگام بازگشتن سيد جمعيت بسيارى از مردم تا زاويهء عبد العظيم به پيشواز رفتند . او غروب روز جمعه سيزدهم محرم وارد زاويهء عبد العظيم شد و از آنجا به تهران آمد . شهادت سيد عبد الحميد حاج شيخ محمد واعظ اصفهانى به سبب صفاى باطن و پرهيزگارى و بيباكى كه در بيدار و هشيار كردن عامه داشت ميان طبقات مختلف مردم محبوب و مورد توجه خاص بود . ازاينرو عين الدوله كه از نفوذ معنوى وى سخت انديشناك بود به دستگيريش مصمم شد . دو ساعت برآمده از روز چهارشنبه نوزدهم تيرماه 1285 برابر هيجدهم جمادى الاول 1324 قمرى ، وقتى اين پارسا مرد پاكيزه باطن سوار بر خرش بود و همراه نوكرش از محلهء سرپولك مىگذشت ، سربازان به فرمان صاحبمنصبشان سلطان ميرزا احمد خان راه را بر او گرفتند . چون شيخ واعظ و سربازان و فراشان نزديك مدرسهء حاج ابو الحسن معمارباشى رسيدند و طلاب مدرسه دريافتند كه قصد سربازان بردن حاج شيخ محمد واعظ است ، غوغا كردند . اهل محل نيز به حمايت واعظ آماده ستيزگرى شدند . ميرزا احمد خان صاحبمنصب ، به اميد رهايى از آن ازدحام شيخ واعظ را پياده كرد ، و به كمك سربازان به قراول خانهاى ( پاسدارخانه ) كه در آن نزديكى بود رساند ، و در اتاقى نگاه داشت . خبر به آقا سيد عبد اللّه بهبهانى بردند . او پسرش سيد احمد و عدهء زيادى از طلاب را براى