اقبال يغمايى ( گردآورنده )
29
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
كرده بود و بدين افسون مايهء وحشت و پراكندگى آزادىطلبان شده بود غرق شادى شدند . از سوى ديگر عدهاى از علماى بزرگ مانند حاج شيخ مرتضى آشتيانى آقا سيد جمال افجهاى ، و بسيارى ديگر در خانهء طباطبائى به مشورت و چارهانديشى نشستند . چون ماندن در تهران را در چنان شرايط ناهموار و دشوار ، مصلحت خويش ندانستند به منظور پيشگيرى از تصادمات ديگر ، مناسب آن دانستند كه به زاويهء عبد العظيم مهاجرت كنند . لاجرم روز چهارشنبه شانزدهم شوال 1323 برابر بيست و دوم آذر 1284 طباطبائى و پسرانش ، بهبهانى و پسرانش ، سيد جمال الدين افجهاى ، صدر العلما ، محمد صادق كاشانى ، حاج شيخ مرتضى ، ميرزا مصطفى ، شيخ محمد رضاى قمى ، و عدهاى ديگر به زاويهء حضرت عبد العظيم رفتند و همان روز گروهى از واعظان و بازرگانان به ايشان پيوستند ، و با اينكه توليت دو مدرسه دار الشفا 14 و صدر با امامجمعه بود طلبههاى اين دو مدرسه به پيروى دادخواهان به زاويهء عبد العظيم رفتند . سيد جمال بنا به توصيهء سيد محمد طباطبائى در خانهء ناظم الاسلام كرمانى 15 پنهان شد . چون محل اقامتش بر دبير حضور ( قوام السلطنه بعد ) معاون عين الدوله معلوم ، و طباطبائى از اين امر آگاه شد پسرش محمد صادق را نزد وى فرستاد كه به زاويهء عبد العظيم برود و به ديگر مهاجران بپيوندد . سيد جمال از بيم آنكه شناخته شود نرفت ؛ و چون اقامتش در خانهء ناظم الاسلام خالى از خطر نبود شبانه او را با لباس مبدل به خانهء حاج عبد الحسين تاجر اصفهانى واقع در بازارچهء كربلائى عباسعلى منتقل كردند . حاجى با اينكه از دوستان قديم سيد بود از اينكه مقصر دولت را به خانهاش بردهاند مشوش و بيمناك شد . از اين جهت واعظ آزاده را شب بعد پس از تغيير دادن لباس و قيافه به خانهء حاج ميرزا يحيى دولتآبادى 16 بردند . دولت - آبادى به مهربانى و گرمى وى را پذيرا شد . اما آنجا نيز نماند و پس از دو روز دگربار به خانهء ناظم الاسلام منتقل شد . بارى ، دو روز پس از مهاجرت عدهء كوچندگان قريب دو هزار نفر شد و