اقبال يغمايى ( گردآورنده )
15
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
بىپروا با روشنى و صراحت تمام بىكنايت و پردهپوشى مباحث سياسى را بر فراز منبرها عنوان و بيان مىكرد . چنان داد سخن مىداد كه پس از چند روز مستمعان او فزونى يافتند ، و بسيار كسان كه براى شنيدن وعظ ديگر واعظان به مساجد ديگر مىرفتند پاى منبر وى گرد آمدند . حاج سيد ابو القاسم امامجمعه 10 ، وقتى ديد كه گشاده زبانى و نيروى بيان و تازگى گفتار سيد مايهء رونق مسجد و اعتبار بيشتر او شده وى را جاى سيد عبد الحسين برگزيد و مردم بدين حسن انتخاب شاديها كردند . حاجى وقتى از شميران به شهر برگشت و باخبر شد كه جايش را به سيد سپردهاند به خشم آمد ، و با بيانى ناخوشايند و دور از جوانمردى به وى فهماند كه بايد جاى بپردازد و منبرى ديگر بيابد . اما هيچكس جانب او را نگرفت و عرض خود برد . سفر به مشهد و بازگشتن به پايتخت روزبروز بر عدهء مستعمان خطيب اصيل و نجيب افزوده مىشد . گرمى گفتار و سخنان جدى و بىپيرايهء سرشار از حقيقتش بسيارى از كسان را كه هرگز پاى وعظ كسى ننشسته بودند به مسجد كشاند . در سال 1322 قمرى به مشهد رفت . روزها در صحن مرقد حضرت رضا به منبر مىشد . چنان مردم را فريفتهء گفتار خود كرد كه علاقهء مستمعان از واعظان ديگر بريده ، و مجلسشان بىرونق شد . دانستند كه اگر بيش از اين در مشهد بماند قدرشان مىشكند . لاجرم عدهاى از كور - دلان را به تعرض وى انگيختند و خطيب بزرگ به ترك مشهد و عزيمت به پايتخت ناچار شد . چون وعظ كردن در مسجد شاه را از سر گرفت مستمعان كه در غيبت وى پراكنده شده بودند دگربار پروانهوار گرد شمع وجودش جمع آمدند . چنان كه جاى نشستن يا ايستادن براى كسى باقى نمىماند . اقبال روزافزون مردم بر دليرى و جرأتش افزود و سخنانى كه ديگران را ياراى اظهار نبود بر زبان مىآورد . بعضى مطالب نادرست را كه ملايان مغرض يا كمسواد به مستمعان تلقين كرده بودند