اقبال يغمايى ( گردآورنده )

162

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

براى دادوستد كند . و هرگاه بعد از اين ترتيب كسى مخالفت كرد و باز كم‌فروشى نمود به حكم قرآن و حكم مجلس شوراى ملى او را مجازات بدهند . و الا به موعظهء من و امثال من اينها درست نمىشود . و هم‌چنين به ترتيب اصلاح حكام سابق كه در هرولايتى يك وقت يكى از اجزاء حكومت به خيال دخل مىافتاد به حكومت اظهار مىكرد كه كم‌فروشى در شهر خيلى معمول شده است اجازه بفرماييد يك مميزى از سنگها و قپانها و غيره بشود . حكومت هم كه دلش براى مردم نسوخته بود اجازه مىداد . اين شخص دو نفر از اجزاء حكومت و فراش و غيره را حركت مىداد در اطراف شهر ، با يك سنگ آهن مخصوص . در هردكانى كه مىرسيد اولا شخص كاسب وقتى كه مىديد چنين خبرى شده و مىخواهند سنگها را امتحان كنند سنگهاى غيرصحيح خود را مخفى مىكرد و سنگهاى درست را مىآورد . ولى معذالك اين شخص يك مهرى مىزد و يك قران از هردكانى مىگرفت . بعد از رد شدن او همان سنگهاى غلط باز در دكان معمول و متداول بود . اين بود وضع اصلاح و جلوگيرى از كم‌فروشى ؛ البته در چنين مملكتى كم‌فروشى معمول و رواج پيدا خواهد كرد . طايفهء دوم از طوائفى كه در قيامت محل و منزل آنها در چاه ويل است اشخاص هماز و لماز هستند . يعنى مردمانى كه عيب‌جو و عيب‌گو باشند . مثلا بگويد اين شخص كلاهش كج است ، يا فرنگىمآب است ، و امثال اين مهملات كه بين ما مردم خيلى معمول و متداول است . بعضى همزه را تفسير كرده‌اند به كسى كه در حضور شخصى طعن به او بزند و عيب‌گويى او را بكند و لمزه كسى است كه در غياب او غيبت كند . اما نبايد اشتباه كرد اين مورد را كه خدا مىفرمايد عيب‌جويى و عيب‌گويى نكنيد با امر بمعروف و نهى از منكر ؛ چرا كه مقصود از اينكه فرموده است عيب‌گويى و عيب‌جويى بد است در چيزهايى است كه خلاف شرع نباشد . مثلا در باب لباس پوشيدن . چون شريعت مقدسه محمدى صلى اللّه عليه و آله حكم نفرموده است كه لباس بايد شكل معين و قد مخصوص و وضع بخصوصى داشته باشد و فقط حكمى كه در باب لباس داريم اين است كه لباس بايد غصبى نباشد ، نجس نباشد ، حرير و ابريشم خالص براى مرد نباشد ، ولى نفرموده است كه آستين او بايد چه شكل باشد يا دامن او چطور باشد . پس بنابراين اگر من كه از اهل منبر و عمامه‌اى هستم بگويم اين شخص كلاهى لباسش بد است اين را عيب‌جويى و عيب‌گويى مىگويند ؛ و اين نمره اشخاص در روز قيامت در چاه ويل جا خواهند داشت . طايفهء سيم كسى است كه در رفع احتياج همسايهء خود كوتاهى كند و حقوق همسايگى را بجا نياورد . مثلا وقتى محتاج به پول مىشود قرض الحسنه به او ندهد ، در تشييع جنازه او حاضر نشود و رعايت ساير حقوق ديگر را نكند . بسم اللّه الرحمن الرحيم