اقبال يغمايى ( گردآورنده )
161
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
همسايگى حق بر همسايهء خود دارد . حضرت مىفرمايد : لا زال ان يوصى بالجار حتى ظننا انه سيورثهم ، يعنى در خصوص حق همسايه بر همسايه اينقدر تأكيد و سفارش شده است كه گمان كردم همسايه از همسايه خود ارث مىبرد . پس حق همسايگى خيلى اهميت دارد و قابل رعايت است و همسايه اگرچه كافر هم باشد حق همسايگى دارد . اما اگر مسلمان باشد دو حق به همسايهء خود دارد اول حق برادر دينى ، دويم حق همسايگى از قبيل عيادت و همراهى در امور معيشت . خداوند مىفرمايد چهار طايفهاند در روز قيامت جاى آنها در چاه ويل است . وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ . وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ « 1 » از براى ( ويل ) مفسرين چند معنى كردهاند . اول آنكه مراد از ويل دركهايست از دركات جهنم كه عذاب آن طبقه از ساير طبقات شديدتر و زيادتر است . بعضى مىگويند چاهى است در جهنم ؛ بعضى ديگر مى - گويند كلمه جامعه عذاب است كه مستلزم هرنوع محنت و عتاب و شدت . به هرجهة اين محل جاى سه طايفه است . اول طايفه كمفروش يعنى كسانى كه در وزن و كيل كم بدهند . الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ « 2 » ظاهرا آيه معنايش اين است كه مطففين كسانى هستند كه وقتى چيزى را مىخرند تمام مىخواهند بگيرند و بخرند ، و چون به كس ديگر مىخواهند بفروشند كم مىدهند . حالا ديگر نمىدانم اين نوع اشخاص در مملكت ما هست يا نيست . شماها از من بهتر مىدانيد . اما برادران من ، اين اشخاص كمفروش تقصير ندارند . به گفتن من هم درست نمىشود . اين مطالب حكم لازم دارد . قانون مىخواهد . دزد را هرقدر موعظه و نصيحت كنى دست از دزدى خود برنمىدارد . زانى هم همينطور است . قانون و مجازات و سياست لازم است . كمفروشى هم همينطور است . از خاك انزلى كه به روى بيرون ، در تمام روى زمين كه شايد اغراق باشد ولى در اغلب ممالك كمفروشى معدوم است . به واسطهء اينكه وزن را مطابق مقياس صحيح معين كردهاند . يعنى از روى وزن آب ، مثلا آب كه چهار درجه حرارت داشته باشد يك حجم معين او را گرفتهاند . بعبارة اخرى يك متر مكعب آب را كه از يك ذرع مكعب قدرى كمتر است . اين متر مكعب را وقتى به يك ميليون قسمت متساوى بكنى و يك قسمت از آن را اختيار كردهاند و او را واحد وزن قرار دادهاند كه باصطلاح خود آنها يك گرم باشد كه معادل است با پنج نخود و دو عشر نخود . و تمام اوزان را از روى گرم اخذ مىنمايند و اين وزن آب در درجهء حرارت معين كه مقياس گرم است هيچوقت تغيير نمىكند و هميشه اوزان آنها از مقياس صحيح اخذ مىشود . اما مقياس اوزان ما بالاخره منتهى مىشود به نخود . هرمثقالى بيست و چهار نخود است و هرنخود يا چهار گندم است و يا يازده برنج . و معلوم است كه وزن گندم و برنج چهقدر فرق دارد . خلاصه در اوزان ما هيچ مقياس صحيح ندارد و بايد اين مطلب را رياست بلديه اصلاح كند ، و سنگها را از روى وزن صحيح معين كرده و مهر مخصوص بزند ، و براى تمام ولايات همان سنگها را حكم برواج و تعيين
--> ( 1 ) - آيههاى 1 ، 2 ، 3 سورة الهمزه سورهء 104 ( 2 ) - آيههاى 2 و 3 سورة المطففين ، سورهء 83