اقبال يغمايى ( گردآورنده )
160
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
كنم كه به حكم عقل و شرع و پيغمبر و ائمهء اطهار و قرآن ، بلكه تمام اتفاق دارند بر اينكه انسان داراى حقوق است . حق يكى از اسماء خداست و حق مقابل باطل است . وقتى كه به نظر دقت نگاه كنيم خواهيم فهميد كه هرفردى از افراد در تمام عالم بر يكديگر صاحب حق هستند و ممكن نيست از طرفى كسى بر ديگرى حق داشته باشد ، و از آنطرف او حق بر او نداشته باشد ، حق بين مولا و عبد يعنى آقا و غلام ، مثلا حق مولا بر عبد اين است كه بنده از آقاى خود اطاعت كند و در اوامر و نواهى او تخلف نكند . يعنى هرمطلبى كه غير از خلاف شرع باشد هرحكمى كه مىكند و هرچه بگويد بايد بنده و غلام از آقاى خود اطاعت كند ولى از آنطرف بنده هم بر آقاى خود حقى دارد و او اين است كه آقا بايد غذاى او را بدهد ، لباس او را مهيا كند ، از هرجهة لوازم زندگى او را فراهم سازد . مثلا حق اولاد بر پدر و مادر اين است كه از حين تولد تا سن بلوغ بر پدر و مادر واجب است كه از اولاد خود نگاهدارى كنند و حفظ و حصانت او را بنمايند . او را تربيت و تعليم كنند . به مدرسه ببرند . او را وادار درس خواندن بكنند . در تمام مذاهب اين حقوق ثابت است و اين حقوق را حقوق بشريت مىگويند . موافق عقل سليم و رأى مستقيم بر هرفردى از افراد ملت فرض و متحتم است كه حقوق خود را بدانند و به مقام اخذ آن برآيند ، و وظائف خود را بشناسند و براى انجام آن سعى نمايند . اين مطلب واضح است كه اگر كسى به هواى نفس حقوق ديگران را پايمال كند فرقى ندارد با كسى كه به تضييع حقوق خود راضى شده به مقام اخذ آن برنيايد . و اين هردو طايفه بىوجدان و نزد خالق خود مسؤل و مؤاخذاند . انسان بىحقوق مثل حيوان وحشى است كه از ارتباطات مشفقانه انسانيت بىبهره و از لذائذ برادرى و نوعپرستى محروم است . انسان بدون حقوق آلتى است براى ظلم و ستم ظالمان و ستمكاران كه او را مثل حيوانات به كار انداخته و مقصود خود را انجام مىدهند و حال آنكه خداوند انسان را اشرف مخلوقات خطاب فرموده و وظيفهء او را افكار عاليه و اعمال حسنه و عبادت و معرفت قرار داده و چنين مقرر داشته كه انسان در ميان نوع خود بطور مساوات و برادرى و برابرى زندگى كند مسلم است يك نفر به تنهايى نمىتواند در مقام تحصيل شرف و حفظ حقوق خود برآيد و لا بد بايد اتحاد و انفاق نمايد و اين اتحاد حاصل نمىشود مگر به انجام وظائف انسانيت و به محبت خالصانه . اگر معنى اتفاق را فهميديم و به مفاد آن عمل نموديم اميدوارى كامل براى هريك حاصل خواهد شد ، ولى بدانيد فقط خيال اتفاق كافى نيست بايد اين نيت مقدس را از قوه به فعل آورد . بهترين افكار و مهمترين علوم وقتى كه به آنها عمل نكنيم علمى است بىنتيجه ، و فكرى است بىفايده . علم وقتى ثمر دارد كه به او عمل شود العلم بلاعمل كالشجر بلاثمر . پس بايد كار كرد و تن به زحمت و مشقت داد . بدون تحمل زحمت به اين انقلابات و اغتشاشات دوچار خواهيم بود ولى هزار افسوس به جاى اينكه شب و روز در كار باشيم و حقوق پايمالشدهء خود را به دست آوريم هريك به گوشهاى افتاده و اوقات شريف خود را به بطالت صرف مىنماييم بلكه فتنه و فساد ما بين مسلمانان راه مىاندازيم و اسباب نفاق آنها مىشويم . خلاصه بعضى علاوه بر حقوق بشريت حقوق ديگرى هم دارند مثل همسايه كه بواسطهء