اقبال يغمايى ( گردآورنده )
145
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
باخبر نيست و سالها مبالغى پول دولت و ملت را مىخورده وقتى كه بميرد و پسر بزرگ هم نداشته بلكه يك بچهء سه ماهه داشته باشد فورا يك عريضهاى عرض مىكند به شاه كه قربان يك غلام - زاده از فلانى باقى مانده ، استدعا از خاكپاى مبارك آنكه لقب و منصب و مواجب او در حق او مرحمت شود . پس بچهء سه ماهه مىشود مير پنج ! بچهاى كه احتمال دارد وقتى بخواهند او را ختنه كنند بميرد ، شد يك مير پنج فوج ، حال تصور كنيد كه ديگر اين مملكت آباد مىشود ، و قشون مسلح منظم پيدا خواهد كرد ، و حفظ حدود مملكت را خواهد نمود ، و خداى نكرده در مقابل دشمنهاى ايران ، رفته جنگ مىكند . اين سردارهاى ما هيچ كارى ندارند مگر آنكه امروز اين صاحبمنصب را عزل كنند و يك تعارفى از شخص ديگر بگيرند ، منصبش را بدهند به او . چند روز كه گذشت فردا هم او را عزل كنند و باز از شخص ثالثى تعارف بگيرند به او بدهند . شب و روز كارشان اين است ، ابدا به فكر اين نيستند كه يك قشونى براى خود مهيا كنند به آنها علم جنگ كردن بياموزند . پس فهميديد كه در مملكت از جمله چيزهايى كه لازم است امتياز فضلى است كه هركس بر حسب لياقت و استعدادش در هركارى و در هرعلمى و در هرفنى كه زحمت كشيده ، تحمل تعب نموده و رنج برده بايد به همان اندازه امتياز از طرف دولت داشته باشد و به همان مقدار مواجب بگيرد نه آنكه كار و منصب و حكومت و رياست به ارث به كسى داده شود و تا زمانى كه اين قانون مراعات نگردد ما ترقى نخواهيم كرد . ثروت و مكنتمان زياد نخواهد شد . روزبهروز بر ذلت و مسكنتمان افزوده خواهد گرديد . مثل وضع حاليهء مملكت ايران كه همه مىدانيد و مىبينيد ابدا ملاحظهء علم و فضل در كار نيست . هركس سردار است پسرش بعد از خودش ولو آنكه سه ماهه باشد سردار مىشود . هركس ميرپنج است همينطور . هركس ملا و آقا است و مجتهد است بعد از خودش پسرش اگرچه به حد بلوغ هم نرسيده باشد بايد مسجد آقا را براى او بگذارند ، و اگر يك نفر مجتهد ديگرى كه سالهاى زياد در نجف اشرف تحصيل كرده و رياضت كشيده ، خوندل خورده ، اجازه از تمام علماى نجف گرفته بيايد در اينجا و بگويند يك مسجد براى آقا پيدا كنيد ، مىگويند مسجد كجا بود ! از كجا بياوريم ؟ پس وقتى كه امتياز فضلى در كار نباشد و مردمان لايق و قابل رياست نداشته باشند و مسند حكومت شرعى و عرفى به دست اشخاصى بوده باشد كه يا به ارث و يا به رشوه و تعارف و يا به حيله و تدليس خود را داخل در امر حكومت مسلمانان بكنند و هيچكس هم حق تعرض بر آنها نداشته باشد ، و اگر يك نفر بيچاره هم بخواهد اظهار درددل بكند فورا جواب بدهند كه : پر مگو ، جاهل را بر عالم بحثى نيست ، آنوقت در ميانه سلسله جليله علما كه نواب امام عصرند و حكم آنها حكم امام عصر است و بايد به قدر سرمويى از فرمودهء خدا تجاوز نكنند يك نفر پيدا مىشود در اصفهان كه به چشم خود ديدم و يقينا در ميانه شماها چند نفر اهالى اصفهان هستند كه ديده باشند و اغلب تجار اصفهانى كه در طهران هستند البته بودهاند و مىدانند من چه عرض مىكنم . اين آقا اگرچه فعلا مرده است ولى در زمان حيات خودش هركس در شهر و اطراف شهر در بلوكات و دهات كه مىمرد هنوز روح از بدنش خارج نشده بود كه فورا چند نفر از فراشهاى آقا مى - آمدند و درب اطاقها را مهروموم مىكردند بعنوان اينكه آقا ثلث مىخواهد يعنى اموالش را