اقبال يغمايى ( گردآورنده )
144
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
مثلا سرباز كه به نظر شما ايرانىها خيلى خوار و خفيف مىآيد ولى اميد است كه بعد از اين از تمام طبقات محترمتر گردند ، همانطور كه در ساير ممالك متمدنه سرباز از هرطبقه احترامش بيشتر است و در انظار ملت خيلى عزيز و محترم مىباشد چرا كه سرباز حافظ حدود و ثغور مملكت است ، حامى دين و مذهب ملت ، حارس جان و ناموس دولت و ملت است ، هرمملكتى كه قشون بيشتر داشته باشد البته ساير دول اجنبيه كه همسايهء او هستند جرأت تعدى به او را نخواهند كرد . در مملكت خارجه مطابق قانون خودشان مجازات هرگناهى و ظلمى را حبس قرار دادهاند كه بر حسب خيانت و معصيت شخص مرتكب را تا مدت معينى حبس مىكنند يا حبس ابدى مى - نمايند . اما اگر يك نفر از رعاياى مملكت به سربازان مملكت توهينى بكند يا تعدى بنمايد بعد از آنكه ثابت و معلوم شد ، آن شخص موهن را مىكشند . خلاصه اگر امتياز فضلى در امر مملكت باشد سرباز وقتى كه يك خدمت شايانى به دولت نمود و در موردى جانفشانى فوق العاده كرد و فتح نمايانى بجا آورد و دولت منصب او را زياد كرد و بر مواجبش افزود البته اين سرباز در مواقع ديگر بيشتر و بهتر به خدمت دولت و ملت خود اقدام و اهتمام مىكند ، و ساير سربازان ديگر هم به او نگاه كرده ، محض تحصيل امتياز فضلى جدوجهد نموده و با نهايت ميل و كمال دلگرمى به خدمات دولت و ملت مشغول مىشوند ، و حدود و ثغور مملكت را حفظ مىكنند ، و روزبروز بر ازدياد قوت و شوكت و دولت و ملت افزوده خواهد شد . اما وقتى كه سرباز بيچاره شب نان ندارد بخورد ، در زمستان از سرما و در تابستان از گرما آرام ندارد ، و بايد خودش برود حمالى و هيزمشكنى بلكه دزدى بكند تا آنكه يك لقمهء نان براى خود تحصيل كند ، اما سرهنگ يا سرتيپش كه تمام حقوق سرباز بيچاره را زهرمار كرده با وجودى كه اصلا بر سرباز هيچ امتيازى در فنون حربيه ندارد و هيچ خدمتى به ملت يا دولت نكرده است وقت جنگ هم كه مىشود سرباز بايد برود جنگ كند و سينهء خود را جلو گلوله نگاه دارد . شما را به خدا ديگر اين سرباز قوهء جنگ كردن دارد و در اين جنگ فتح خواهد كرد . و در مقابل ( سلدات ) هاى روسى مىتواند مقاومت كند . اين است وضع مملكتى كه امتياز فضلى در او نباشد . اگر يك نفر هم پيدا شود در ميان اهل نظام و برود سالهاى متمادى در خارجه در مدارس نظامى تحصيل علم جنگ و فنون حربيه بكند ، به خيال اينكه مراجعت كرده در مملكت خود آن علم را به كار ببرد ، و صاحبامتياز بشود ، وقتى كه برگشت بعد از آنهمه زحمات و صدماتى كه برده تا آنكه تمام علوم نظامى را دريافته اول كارش اين است كه عريضهاى عرض كند به حضور مبارك جناب وزير لشكر يا وزير نظام ، يا سپهسالار ، هركس كه امر قشون با اوست چرا كه اگر خودش بخواهد برود او را ببيند راهش نخواهد داد . لا بد است عريضهاى عرض كند كه قربان وجود مباركت گردم ، بنده مدتى است در اطريش در مدرسهء نظامى آنجا مشغول تحصيل علوم نظامى و فنون حربيه بودهام ، حال فارغ التحصيل شدهام ، و صاحب ( ديپلم ) . يعنى اجازه تامه دارم كه در اين علم كامل هستم . مواجب زياد نمىخواهم اجازه بفرماييد من بيايم سربازها را مشق بدهم . وقتى كه اين عريضه را مىفرستد مگر كسى مىخواند يا آنكه اعتنا به حرفش مىكنند . بلكه عريضهاش را دور خواهند انداخت ، اما يك صاحبمنصب بىعلمى كه از هيچ قسم از علوم حربيه