اقبال يغمايى ( گردآورنده )

143

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

و شوهر ننه هم البته دلش نمىخواهد كه اين فرزند ترقى كند . شايد مجتهد يا عالم بشود و در صدد مطالبه حقوق خود برآيد . خدايا ، من نمىدانم ديگر با چه زبانى اين مردم را حالى كنم ! ايها الناس ، شوهر ننه دلش مىخواهد اولادش بىسواد و بىعلم بار بيايد ، مثل شما اهل ايران كه هرچه توى سرش مىزنند ، حرف نزند . بگوييد ما مىخواهيم مملكتمان آباد شود ، پادشاه ما پادشاه حقيقى باشد ، عزيز و محترم باشد ، همهء اهل علم و سواد باشيم . زنهايمان محترم و باسواد باشند ، اخلاقمان معزز باشند . داراى ثروت و صناعت باشيم ، اما شوهر ننه مى - گويد تا قدرت داريم نمىگذاريم تو آدم بشوى و چيز ياد بگيرى . اگر چيز ياد گرفتى ديگر نمىگذارى من شوهر ننه باشم . چكنم كه در سى كرور جمعيت ايران شايد پنجاه هزار نفر هستند كه فهميده‌اند و از عواقب امور اطلاع دارند و مىدانند كه شوهر ننه پدر نمىشود ، غير از اهل آذربايجان كه تمام فهميده‌اند و ما اگر اميدوارى داشته باشيم بعد از نظر امام عصر بايد به آنها داشته باشيم . خيال نكنيد كه اين جمعيت كه پاى منبر من جمع مىشود همه ملتفت باشند . شايد در صد نفر پنج نفر مىفهمند كه من چه عرض مىكنم . ايها الناس ، آنهايى كه دويست سال است عادت كرده‌اند مال دولت و ملت را بخورند ، چطور به اين زودى دست برمىدارند آنچه بتوانند وسوسه و شيطنت مىكنند . اما اميدواريم كه انشاء اللّه به مقصود خود نرسند . تكليف امروزه شما اتفاق و اتحاد است كه از هرچيزى لازم‌تر است . يكى از شعب آزادى آزادى مطابع بود ، يعنى آزادى چيز نوشتن كه هركس آنچه به نظرش مىرسد در صلاح ملك و ملت آزاد است بنويسد و به طبع برساند ؛ ولى اين آزادى البته بايد محدود به حدود باشد و از حدود شرع تجاوز نكند . اولا مخالف با قانون محمد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و آله نباشد . ثانيا مخالف منفعت عامه صحبت نكند و چيزى در روزنامه خودش ننويسد كه مضر به هيئت اجتماعيه مسلمين باشد ؛ و ملاحظه احترام و مقام علماء اعلام را بنمايد ، حفظ شئونات سلطنت را داشته باشد ، با كمال احترام صحبت كند ، نام احدى را به زشتى در روزنامه ذكر نكند . مجملا روزنامه‌نويس از قانون شريعت محمدى صلى اللّه عليه و آله نبايد قدمى تخطى كند و اگر چنانچه تخطى كرد و به كسى تهمتى روا داشت يا هنك عرض كسى را كرد بايد به مقتضاى قانون كه همان مقتضاى قرآن است در معرض تنبيه و سياست درآيد نه اينكه روزنامه‌نويس را منع از نوشتن كنند يا روزنامه را توقيف نمايند . يكى از چهار چيزى كه لازمهء ترقى و آبادى هرمملكت است و بدون او هيچوقت در هيچ مملكتى آثار پيشرفت و وصول به مقامات رفيعه ممكن نيست امتياز فضلى است . يعنى در مملكت هركس به قدر لياقت و قابليت و شايستگى بايد به او امتياز داد . بعبارة اخرى هركدام از مستخدمين دولتى كه در كار خود بيشتر زحمت كشيده و تحمل مشقت نموده و از روى بصيرت عارف به دقايق شده باشد بايد به او بيشتر مواجب و مستمرى داد تا آن كسى كه هيچ زحمت نبرده و شب و روز راحت بوده و در خانه نشسته . و تا اين امتياز فضلى در كار نباشد هيچ امرى پيشرفت نخواهد كرد .