اقبال يغمايى ( گردآورنده )

140

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

كه نمايندهء عموم ملت هستند در مصالح و مفاسد راجعهء به دولت و ملت بحث و مشورت بنمايند ، و حافظ و حامى قوانين موضوعهء الهى باشند ، و هرگاه يكى از اربابان امور كه رشته و زمام كار به اختيار اوست و مجرى احكام قانون است در انجام امور راجعه به ادارهء خود و در اصلاح مطالب مرجوعه به او تسامح و تكاهلى ورزيد و يا آنكه خيانتى از او نسبت به دولت و ملت مشهود گرديد وكلاى ملت حق نهى از او دارند . و همچنين اگر در مواقعى مطلبى پيش آمد كه مطابق با قانون شريعت است و صلاح دولت و ملت در انجام اوست ، وكلاى ملت حق امر دارند كه از اولياء امور خواستگار شوند كه اقدام در اين امر لازم است و بايد به انجام برسد . پس امر به معروف و نهى از منكر مختص به اين نيست كه اگر كسى نماز نخواند او را امر به نماز خواندن بكنند ، و اگر كسى شراب بخورد نهيش كنند . قوانين الهى و احكام قرآنى اعم از عبادات و معاملات و حدود و ديات در حكم مساوات است . در هركدام از آنها كه قصور يا تقصيرى بشود بر مسلمانان لازم است كه مرتكبين را از افعال منهيه بازدارند و به اعمال مأثوره وادارند . به همين نحوى كه عرض كردم ، به طورى كه احكام خداوندى اجراء گردد . بسته به ميل حكام نباشد ، يعنى در تمام مملكت حكم ، حكم خدا باشد ، و خدا را حاكم بدانند و مخالفت او را حرام بدانند و هيچ‌كس را هم شريك در احكام ندانند . مىفرمايد : إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ « 1 » يعنى خداوند نمىآمرزد آن كسى را كه شريك براى او قائل باشد و ليكن ساير معاصى را اگر بخواهد مىآمرزد . پس معلوم شد كه خالق واحد است يعنى هركس بگويد خدا دوتاست كافر است ولو شخص امير المؤمنين صلوات اللّه و سلامه را شريك خدا قرار بدهد ، و هم‌چنين رازق و روزىدهنده هم يكى است . محيى و زنده‌كننده هم منحصربه‌فرد است . اگر جميع عالم جمع شوند و تدابير عمليه خود را روى هم بريزند و بخواهند يك آدم بىجانى را زنده و جاندار بكنند نمىتوانند . حاكم هم خداست و بس . يعنى حكم اينست كه دزد را بايد دستش را بريد و ساير احكام مثل وجوب صلوات و حرمت شراب و احترام پدر و مادر و صلهء ارحام و تعيين قوانين ديگر مختص به خدا است و بس . در تمام مشرق و مغرب عالم اگر كسى پيدا شود و بگويد حاكمى غير از خدا هست كه مىگويد شراب حرامست يا نماز واجب است ، او كافر و نجس است . پس مقنن و حاكم و آن كسى كه اين قوانين را وضع و معين فرموده خداست و احكام او در قرآن است و در هزار و سيصد سال قبل فرموده و تصريح فرموده كه مقنن غير از خودش ديگرى نيست و كسى را نمىرسد كه در آن مقام دست‌اندازى كند و يا آنكه شفاعت مخالفين قوانين او را بنمايد . چنانچه مى - فرمايد : اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ، اگر بخواهم تفسير مفصل اين اين آيه را بيان كنم وقت مىگذرد حاصلش اين است : مىفرمايد : در قيامت كى است كه بتواند شفاعت گناهكاران را و وساطت

--> ( 1 ) - آيهء 48 سورة النساء سورهء 4 .