اقبال يغمايى ( گردآورنده )
141
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
خائنان را بنمايد ، يعنى بگويد : اى خدا ، اينكه شراب خورده است حاجىزاده است ، اين را به جهنم مبر ، يا اينكه ظلم كرده است اين شاهزاده است ، او را عذاب مفرما . پس معلوم شد كه حاكم مطلق ذات احديت است لاغير . پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و سلم با آن مقام و مرتبت كه نزد خداوند داشت مىخواست كه قبلهء او قبله بنى اسرائيل نباشد . مدتى اين ميل و اراده را داشت و به خداوند اظهار نمىكرد و در وقت نماز روى خود را به طرف آسمان مىفرمود تا وقتى كه ارادهء الهى تعلق گرفت كه ميل پيغمبرش مجرى شود . امر به جبرائيل فرمود . در بين نماز جبرائيل آمد و پيغمبر را برگردانيد به طرف مكه معظمه ، كه امروزه ما به آنطرف نماز مىخوانيم . مىفرمايد : وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ « 2 » شايد ظاهرا به اين باشد : اى مردم چه تصور مىكنيد و چه خيال مىنماييد اين پيغمبر كه از جانب من مبعوث به رسالت است اگر بخواهد يك حكمى از پيش خود بكند با يد قدرت خود ، ما رگ حياتش را قطع مىكنيم ! اى افسوس كه اينهمه آيات را مىخوانديد و استبداد نگذاشت معنايش را بفهميد ، و بواسطهء ندانستن و نفهميدن و نگفتن آنهايى كه حقشان گفتن و فهماندن شما بود ، احكام الهى به كلى از ميان شما رفت . كسى ديگر اعتنا به احكام قرآن نكرد كان لم يكن شيئا مذكورا تصور كرديد ، و هركدام براى خود در هرمحلهء ده حاكم درست كرديد كه هركدام مطابق ميل خود و موافق رأى خود حكمى كردند كه نه خدا فرموده بود و نه پيغمبر آورده بود . اگر امروز يك نفر از شما صد تومان از ديگرى طلبكار باشيد و او منكر باشد مجبوريد اول برويد نزد حاكمهايى كه براى خود درست كردهايد كه آقاى نايب خان ، براى دوستى و رفاقت ، يا براى خدا يك كارى براى من بكن اين پول من وصول شود . اول مىگويد : برو گم شو ، من كى وقت دارم به اين كارها برسم ، دويمى مى - گويد : اگر پنجاه تومان بدهى من فكرى برايت مىكنم . سيمى مىگويد : ميرزا ، بيا اينجا ، اين ده يك اين پول را حساب بكن چقدر مىشود مثلا ده تومان مىشود . آنوقت مىگويد شما عجالتا ده تومان را بدهيد هرچه داد بزنى ، جزعوفزع كنى كه شما هنوز براى من كارى انجام ندادهايد ، من دهيك كجا بدهم ثمر ندارد . به هرشكلى هست خواهند گرفت . پس آن بيچاره مجبور مىشود يا از طلبش بگذرد يا اهل و عيالش را رها كند و از شهر فرار نمايد ، لا بد خوب فهميديد . ايها الناس ، حكم خدا اينها نيست كه مىبينيد ، اينها حاكم بظلم هستند ، از پيش خود حكم مىكنند . در مملكت بايد اگر كسى از كسى طلبكار باشد تمام مردم بدانند در وزارت عدليه رسيدگى مىكند و اگر منكر شود او را مىفرستند نزد حاكم شرع متدين عادل ، كه يا مدعى ادعاى خود را ثابت نمايد و اقامه بينه و شهود بكند و يا مدعى عليه قسم ياد نمايد . پس آزادى كه از قرآن استخراج مىشود اين است كه انسان وقتى كه صبح از خانهء خود بيرون مىآيد خواه مسلمان باشد يا غيرمسلمان ، از هيچكس و از هيچچيز نترسد ، بهجز از
--> ( 2 ) - آيات 45 - 46 - 47 سورة الحاقه سورهء 69