اقبال يغمايى ( گردآورنده )
118
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
بلاد است امنيت است . در معنى مساوات كه اولين از اين لوازم اربعه و اصول ممهده بوده به قدر قوه و استطاعت خود به عرض شما رسانيدم . ولى حفظ مقام امنيت از مساوات به درجات لازمتر و اهميت وجود او در مملكت بيشتر است . قبل از شروع به مراتب متفاوته و معانى مختلفهء او عرضه مىدارم : خداوند عالم جلت عظمته ، ما مردم را خلق فرموده براى غرضى ، چرا كه خداوند حكيم على الاطلاق است و حكيم ، آن هم حكيم على الاطلاق فعل لغو و عمل بيهوده و عبث نمىكند . صريح آيهء شريفه است . مىفرمايد وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ « 1 » شايد ظاهر آيه اين باشد كه ما خلق نكرديم آسمانها و زمين را و آنچه در ميان آنهاست در حالتى كه مىخواستيم بازى بكنيم . و البته همينطور است بازى كه نمى - خواست بكند از خلقت من و تو . آيهء ديگر مىفرمايد أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً « 2 » ظاهر آيه اينست : اى مردم آيا گمان مىكنيد كه ما شما را خلق كرديم به عبث و بدون غرض ؟ آيهء ديگر مىفرمايد : إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ ، الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ . « 3 » تفسير اين آيه بسيار مفصل است ولى مجملا به شاهد مطلب قناعت مىكنيم . مىفرمايد بدرستى كه در خلقت آسمانها و زمين و اختلافات واقعه در روز و شب از قبيل امتداد ايام در فصل تابستان و كوتاهى آنها در زمستان ؛ و امتداد در زمستان و كوتاهى آنها در تابستان ، و هكذا اعتدال هوا در فصل بهار و گرمى او در تابستان و سردى او در زمستان ، جميع اين تغييرات و اختلافات آيات است براى اثبات وجود صانع . از براى اين عالم طبيعت ، ورد است به قول طبيعين و دهريين كه قائل به وجود صانع و خالق نيستند ؛ و حدوث هرحادثه و بروز هرامرى را نسبت به دهر مىدهند . مىگويند طبيعت چنين اقتضا داشت . ولى ما فعلا در مقام اثبات اين مطلب نيستيم و از مطالب دور نيفتيم . مىفرمايد مردمان عاقل آنهايى هستند كه نشانشان اين است كه خدا را ياد مىكنند ، و هميشه در فكر خدا هستند ؛ چه در حالت ايستادن ، و چه در حال نشستن ، و چه در موقع به پهلو خوابيدن ، و فكر مىكنند در خلقت آسمانها و زمين و عرض مىكنند بار پروردگارا خلق نكردى اين آسمان و زمين را بر باطل و بدون غرض عقلايى . پس از اين آيات صريحه استنباط مىگردد و معلوم مىشود كه خداوند ما مردم را بىخود و عبث خلق نفرموده و براى بازيچه خلق نكرده ، بلكه براى غرضى معين و مقصودى متقن خلقت فرموده ، و آن غرض هم راجع به ذات مقدس خودش نيست ، چرا كه در ذات حق جل و على هرچيزى به مرتبهء وجوب است ، ديگر استعداد و قابليتى در وجود او فرض نمىشود ، وجود او تام و عين كمال است ، و اين عالم را براى غرضى كه به خودش برسد خلق نفرمود بلكه براى غرضى كه راجع
--> ( 1 ) - آيهء 16 ، سورة الانبياء ، سورهء 21 . ( 2 ) - آيهء 115 سورة المؤمنون ، سورهء 23 . ( 3 ) - آيات 190 و 191 سورهء آل عمران ، سورهء 3 .