اقبال يغمايى ( گردآورنده )
پيشگفتار 14
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
سيد در مخمصه افتاده بود ، ولى حرف خود را زده بود . گر ما ز سر بريده مىترسيديم * در كوچه عاشقان نمىگرديديم شايد بخواهيد بدانيد علت مهاجرت سيد از اصفهان چه بود ؟ اشاره به قسمتى از خاطرات آقاى جمالزاده به ما كمك مىكند . استاد جمالزاده طى نامهاى كه بنده نگاشتهاند - و اين نامه در واقع وصول كتاب تلاش آزادى يا شرح حال مشير الدوله بود ، مرقوم داشتهاند : « . . . اما علاقه من به مشير الدوله از آن جهت است كه وقتى 68 سال پيش ازين « 1 » پدرم سيد جمال الدين واعظ مشهور به اصفهانى مىخواست مرا با ماهى پانزده تومان براى تحصيل به بيروت بفرستد ، روزى ضمن صحبت ، از رسالهاى به نام « رؤياى صادقه » با من صحبت داشت و تا جائى كه در خاطرم مانده است ، گفت اين رساله را مخفيانه با تنى چند از ياران در مذمت از ظل السلطان و آقا نجفى و بستگان و ظلمهاى دربارى و علماى ستمگر و بىايمان اصفهان نوشته بودهاند و در همان اوقات به طور پنهانى در پطرزبورغ به چاپ رسيده بوده است و به وسيلهء مشير الدوله ، هشتاد نسخه از آن ( باز پنهانى ) براى شاه و صدراعظم و ظل السلطان و جمعى از اعيان و علما و شخصيتهاى بارز ايران فرستاده شده بوده است . « 2 » اين سخنان در گوش من - كه در آن موقع طفل خردسالى بيش نبودم - باقى مانده بود تا آنكه در همان سال اولى كه به بيروت رفتم - بهار 1908 ميلادى « 3 » و در تابستان همان سال ، پس از آنكه محمد على شاه قاجار مجلس شوراى ملى را به توپ بست و پدرم هم در شهر بروجرد به شهادت رسيد و كمكم پا به عقل نهادم - به فكر آن رساله ، يعنى رؤياى صادقه افتادم و سالها درباره آن ديگر اطلاعى به گوشم نرسيده بود جز آنكه باز در خاطرم مانده بود كه وقتى در غياب پدرم از اصفهان ( آن سال گويا مرتبه دوم باز ماههاى محرم و صفر را از بيم ظل السلطان و آقا نجفى به تبريز براى نطق و وعظ و روضهخوانى رفته بود ، چنان كه چندين سال به همين منوال ، به شهرهاى ديگر ايران و از آن جمله شيراز و مشهد هم رفته بود ) در اصفهان با بىكشى شروع شد . . . و مادرم شنيد كه در يك مجلس عمومى ، شاهزاده ظل السلطان قيچى قلمدانى در دست مىداشته و با اوقاتتلخى گفته بوده است : منتظرم اين سيد جمال به اصفهان برگردد تا با همين قيچى گوشت بدنش را تكهتكه كنم ، و قبل از آنكه پدرم مراجعت نمايد ، مادرم با بچههاى صغير خود ، شبانه از اصفهان فرار كرد و ما را به طهران رسانيد ، علت خشم و غضب شاهزادهء خونخوار قاجار ، همانا وصول نسخههاى آن رساله ، يعنى
--> ( 1 ) - تاريخ نامه استاد : 2 تير 2535 1355 1396 1976 ، در بالاى نامه درست به همين صورت قيد شده است . ( 2 ) - و اين نكته ، اعتقاد مرا به مشير الدوله صدچندان مىكند ، حلالش باد شرح حال هفتصد صفحهاى كه برايش نوشتهام ! ( 3 ) - ربيع الاول 1326 ق . جمالزاده در جبل لبنان در شبانهروزى « آنطورا » ى لازاريستهاى فرانسوى پانسيون شده بود .