اقبال يغمايى ( گردآورنده )
102
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
اين چهار هزار كرور ماليات اگر پنج قران يكى از مستوفيها بخواهد بخورد مىفهمند . اين هم از علم است . حال مردم ، ما كه مجلس مقدس شوراى ملى مىخواهيم نه اينست كه بخواهيم به قانون فرنگيها رفتار كنيم ، ما الحمد للّه بهترين قوانين عالم كه قرآن باشد خودمان داريم ، اما اروپاييها ترتيب مأموريت و دستور العمل وزارت و گرفتن ماليات و دادن ماليات را آنها طورى درست كردهاند كه ديگر به كسى ظلم نمىشود . ( چون در شب گذشته وعده شده بود حكايت كدخدا نوروز را بفرمايند در اين مورد مستمعين خواهش كردند قصه كدخدا نوروز را بيان فرمايند ) . كدخدا نوروز كدخداى دهى بود خيلى بزرگ از صفحات آذربايجان ؛ جمعيت او هزار خانوار ؛ فرستاد در شهر كه يك معلم بياورند بچهاش را درس بدهد ، در شهر ملا صفر على نامى بود خيلى مقدس و زاهد ، گفت او را رفته ، آوردند . جناب آخوند وارد شدند . در اطاق بيرونى محلى براى ايشان معين كردند ، و شش نفر شاگرد براى او آوردند كه درس بدهد . فردا كدخدا آمد گفت : جناب آخوند سلام عليكم ، - عليكم السلام و رحمة اللّه و بركاته . كدخدا - اين شش نفر را آوردم براى اينكه شما به اينها درس بدهيد و اما آن يكى پسر خودم است و من او را خيلى دوست مىدارم ، و مادر او را هم خيلى دوست مىدارم بجهة آنكه مادر او سوگلى من است ؛ بايد به او خيلى توجه بكنيد . جناب آخوند : كدخدا ، من نفهميدم مادر او سوگلى شماست يعنى چه . كدخدا : من هفت زن دارم و اين را از همه بيشتر دوست مىدارم . جناب آخوند : مگر آنها را دوست نمىدارى ؟ كدخدا : نه ، من آنها را سالبهسال هم به خانهشان نمىروم . جناب آخوند گفت : اينكه به خلاف قرآن است ؛ قرآن كه اينطور نگفته ، پيغمبر فرموده ما بين دو زن به عدالت رفتار كنيد ، نوبت براى آنها قرار بگذاريد ؛ به يك چشم به آنها نگاه بكنيد ؛ اگر نمىتوانيد به عدالت رفتار كنيد دو تا نگيريد . فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً « 1 » يعنى اگر نمىتوانى عدالت كنى ، براى يكى رخت بگيرى براى ديگرى نگيرى ، به يكى قربانت شوم بگويى ، به يكى فحش بدهى ، دو زن نگيريد . آيهء ديگر مىفرمايد وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ « 2 » يعنى هرقدر بخواهى عدالت كنى بين دو زن نمى - توانى ، چرا كه معصوم نيستى . پس لا بد منزل يكى بيشتر مىروى ، منزل ديگرى كمتر ، يا هيچ نمىروى . آخر آن بيچاره هم مسلمان است ، آن هم دختر بوده ، آن هم آرزوى شوهردارى داشت ، چطور وقتى كه او را گرفتى خوب بود ، حال بد شد . دهنش بوى تعفن مىدهد . آيه ديگر مىفرمايد : فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ « 3 » يعنى زنها را سردرگم نكنيد ؛ آخر اگر شوهرش
--> ( 1 ) - آيهء 3 سورة النساء ، سورهء چهارم ( 2 ) - آيهء 129 سورة النساء سورهء چهارم ( 3 ) - آيهء 129 سورة النساء سورهء چهارم