اقبال يغمايى ( گردآورنده )
101
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
به طريق حكمت نوشته شده و مطالب معقوله را به لباس قصه درآوردهاند كه همهكس مىتواند ميل كند بخواند . و اول ، حكماى هند اين كتب را تأليف و تصنيف مىكردند . سه چيز است كه مختص به هند است . اول شطرنج كه براى گرفتن مملكت و تدابير جنگ و فكر سلاطين خيلى فايده دارد و چيزها به نظر انسان مىآيد ، و هرحركتى مىكند ده حركت بعدش را بايد نگاه كند ولى در شريعت ما حرام است . 2 - هندسه كه نه كلمه پيدا كردهاند 1 ، 2 ، 3 ، 4 الى آخر كه به اين نه كلمه صد كروركرور را مىتوان نوشت . فقط به يك صفر فرق مىكند ، يعنى يك نقطه اگر بگذارى ، صد ، هزار خوانده مىشود و هكذا . 3 - كتابهاى رومان ، يعنى كتبى كه مطالب معقوله را به لباس قصه درآورده كه هم بچهها و هم زنها و همه ، ميل به خواندن پيدا مىكنند و بهترين آنها كليله و دمنه است ، كه ترجمهء او انوار سهيلى است و بسيار خوب كتابى است . همينقدر بدانيد به تمام زبانهاى عالم اين كتاب ترجمه شده است . انوشيروان از هندوستان با مخارج گران در ايران وارد كرد و ترجمه نمود . بعد از حكماى هند اهل اروپا و فرنگستان از آنجايى كه همه چيز را به درجهء كمال رسانيدهاند در اين قسم كتب هم تأليفات زياد دارند كه آنها را رومان مىگويند و خيلى مفيد است . بگيريد و بخوانيد هركدام سواد داريد . حال من ديگر نمىدانم اين اروپاييها كارهايشان از اين بالاتر هم هست يا خير . مثلا ما خيال مىكرديم كه تلگراف فوق علوم است كه انسان اينجا دست بزند پاريس صداى او شنيده شود . بعد ديديم بلى بالاتر هم هست تليفون كه اينجا حرف مىزنى عين حرف تو در قزوين مثلا شنيده مىشود . بعد ديديم خير بالاتر از اين هم هست تلگراف بىسيم كه از اينجا حرف مىزنى لندن معلوم مىشود و نه سيمى در كار است نه ستونى نه مرغى مىپرد نه بادى مىآيد . ايها الناس ، اينها از كجا پيدا شد ؟ ببينيم از چه مىشود ! من مىدانم از علم ، علم ، علم ، علم ، و او در مملكت ما نيست ، نيست . اما يك علم در مملكت ما خيلى ترقى دارد ، مىدانى او چيست ؟ علم حرامزادگى ! يعنى تو كه امشب در خانهات خوابيدهاى فردا صبح كه از خواب برمىخيزى مىبينى كه خانهء تو را قباله كردهاند ، دادهاند به يكى ديگر . فعلا از اينها چند نفر در طهران هست خيلى اينها در حرامزادگى كار كردهاند ، و آنها در تحصيل علم . اهل اروپا همه چيز را كامل كردهاند . مثلا طبابت با اسبابى را كه عكس درون را مى - بيند ، مىگذارند به شكم ضعيفه ؛ بچهء توى دل او را مىبيند كه كجايش ناقص شده ، در چه نقطهء بدنش صدمه يا قرحه دارد . جعبهاى كه درش قفل است با آن اسباب توى جعبه را مىبينند ، اينها همه از علم است . و اللّه نه سحر است نه جادو ، نه معجزه ؛ از تحصيل علم به اينجا رسيدهاند . همين قسم در امر حكومت و سلطنت و وزارت كار را به جايى رسانيدهاند كه مكرر گفتهام مملكتى كه دو هزار ميليون كه چهار هزار كرور باشد ماليات دارد خود رعيت مىآورد مىدهد ، و