ناصر الدين شاه قاجار
53
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
شهر كرمانشاهان شب مىخواستم به اردو بيايم ، در دهى افتادم ، يك نفر سوزمانى خوشگلى آمد پيش من و اصرار داشت كه من او را بكنم . آخر دو نفر آمده ، او را بردند ، روبروى من مىگائيدند . خلاصه شب شد احوالم خوب بود . الحمد الله شب ابر شد . آبهاى كرمانشاهان يعنى اطراف طاق بسطام آب رودخانه قرهسو ، همه سنگين و بدآبى است . اشتها را مىبرد ، ضايع مىكند . روز شنبه چهارم [ شهر شعبان ] در عماديه توقف شد . الحمد الله تعالى احوالم خوب بود . صبح زود ببرى خان آمد توى رخت خواب ما ، پاهايش تر بود ، فهميدم باران آمده است . پرسيدم ، گفتند ديشب باريده است . برخاستم ديدم ، زمين تر است ، كله كوه بيستون را هم برف زده بود اما كم ، هوا هم مه بود . بسيار خوشحال شدم . امروز از وزرا ، علماى كرمانشاهان و . . . به حضور آمدند . تيمور ميرزا به سراب نيلوفر رفته است بعضى از سوارهاى كرمانشاهانى ، در چمن جلو عمارت اسببازى مىكردند تفنگ مىانداختند . دويست نفر هم از سرباز قزوينى آمده ، گلوله با تفنگ سوزنى به نشانه مىانداختند . يك تير هم توپ با گلوله انداختند به نشانه ، اما مردم در صحرا زياد بود ، نينداختند . عصرى ، مشير الدوله وارد شد از اسلامبول ، از راه بغداد و حلب و ديار بكر با وزير خارجه آمد ، به حضور صحبت شد . شب بعد از شام مردانه شد . اما امين السلطان ، عرفانچى ، على رضا خان ، محمد على خان ، [ 297 ] همين چهار نفر آمدند . كنيزها رفتند توى اطاق . در را رويشان بستيم . انيس الدوله امشب تب و گلودرد داشت ، كسل بود . رسول بيگ به نايب كالسكه ، امين الملك ، مجد الدوله ، پسر مجد الدوله ، حاجى آقا باباى حكيم ، عبد القادر خان ، حاجى جعفر صاحب جمع ، استاد عبد الله خياط ، ميرزا زكى وزير انيس الدوله ، آقا سيد صادق ( زنى در كرمانشاهان گرفت و دارد ) عيال همراه آوردهاند . نصر لله قوشچى سفيه هم آمده است . از اول در اردو بود . اسد الله قوشچى صاحب هوس هم هست . قوجه پيرمرد [ كه ] در تهران كبك [ و ] مرغ مىآورد هست ، پهلوان يزدى ، چماق طلائى دارد قاپوچى است . جعفر خان بيگ نايب نصير بيگ نايب از راه آذربايجان در كرمانشاهان آمدند . محمد خان وزير سياچى از تهران آمده است . خلاصه شب را خوابيديم الحمد لله تعالى . روز يكشنبه پنجم [ شهر شعبان ] امروز صبح سوار كالسكه شده ، به طاق بستان كه