ناصر الدين شاه قاجار

34

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

و درّه كه از سمت اسفندآباد است ، قديم سدى بسته بودند ، كه آب جمع مىشد ، به جلگه اسدآباد مىآمد . و خط ميخى قديم هم در بالاى كوه نوشته‌اند ، كه سياحان فرنگى خيلى آنجا مىروند . به تماشا . روز يكشنبه بيستم [ شهر رجب ] در اين‌جا اطراق شد . به تنبلى گذشت و كسالت دماغى نداشتم . تيمور ميرزا دو سه درنا گرفته بود ، آورد . حمام سرتن‌شورى [ و ] بدى رفتم . گرم بىمزه . خانلر خان و خان بابا خان اسب و قوش پيشكش آوردند . اسب خان بابا خان به عرفانچى داده شد . كهر تخم مكرى بود خوب اسبى بود . چند نيزه و عصاى نى سياچى آورده بود . مىگفت : محمد رفيع بيگ آدم من ساخته است . امروز بسيار بد گذشت . خدا انشا الله تعالى رفع جميع بليات ، خاصه اين ناخوشى را بكند . به حرمت سيد الشهدا عليه السلام انشاء الله تعالى . امروز صبح گربه چيتى بزرگه يك گنجشك زنده گرفته بود . آورد پيش من ، از دهنش تا زمين انداخت پريد رفت . دو پسر بچه كه [ دو ] قلوهاى « 1 » خان بابا خان است تيمور ميرزا آورد . كوچك بودند . يك تركيب ، يك قد و شبيه هم بودند ، با مزه بودند . يك سال و نيمه بودند . شب بعد از شام مردانه شد . عرفانچى و . . . آمدند . دماغ نداشتم . بسيار كسل خيالى بودم . حكيم الممالك مدتى است ناخوش است . خيلى ناخوش است . شب خوابيديم . عكاس‌باشى عكس قصبه اسدآباد را انداخته بود . آورد ديدم . نوش‌آفرين هم واهمه كرده ، مثل وبائى [ ها ] شده بود . اما خوب شد . روز دوشنبه بيست و يكم [ شهر رجب ] امروز بايد برويم به كنگاور ، پنج فرسنگ سنگين است . صبح سوار كالسكه شده رانديم حسام السلطنه ، دبير ، فرهاد ميرزا ، مجد الدوله ، وزير خارجه [ بودند ] . صحبت‌كنان مىرفتيم . امروز الحمد الله باد نيست هوا آرام و خوب است . جلگه اسدآباد بسيار جلگه خوبى است . دور تا دور كوه است ، وسط صحرا ، دهات در دامنه كوه‌هاست ، و در وسط جلگه هم ده بود . دست چپ و خالصه است اسمش بادخوره است . جلگه اغلب چمن است . زراعت شلتوك « 2 » هم داشت . اغلب دهات دامنه و غيره ملك خانلر خان است . خيلى ملك دارد . در دست راست ده چنار خالصه پيدا بود . درخت

--> ( 1 ) . اصل : دوغولى ( 2 ) . زراعت شلتوك : كشت برنج