ناصر الدين شاه قاجار

35

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

زيادى هم داشت . در درهء خوبى افتاده است . امام‌زاده هم در نزديك او در دامنه بود . پيدا بود . درخت خود روى زيادى داشت . ده حسام‌آباد كه خانهء خانلر خان آن‌جاست . [ 278 ] هم در دست راست بود . قلعه [ اى ] در روى تپه است . ده پائين است دور تپه [ است ] اما درخت نداشت . در اين صحرا شكار صحرائى بسيار است . اما من باز كسل خيالى بودم . دماغى نداشتم . خرگوش ، قل‌قويروق ، باقرقره ، قره‌قوش ، ساربزرگ ، ساركوچك ، قازالاق زياد ، درناى زياد ، ميش‌مرغ كه توى تخلى ميگويند . اردك مرغ آبى اقسام مختلف . خلاصه از كالسكه درآمده تيپ و . . . را از راه فرستاديم . ما و حسام السلطنه ، وزير ، دبير ، مجدى ، تيمور ، فرهاد ، يحيى خان ، پيشخدمت‌ها و . . . از صحرا رانديم ، براى شكار درنا باقوش سياه چشم تيمورى . خيلى رفتيم . دسته درنائى نشسته بودند . تيمور چرخ را انداخت . چرخ دور كرد ، به آسمان بر خلاف درناها ، ما گفتيم غلط مىرود . يك بار از بالا مثل گلوله سرازير شد ، براى درناها كه نشسته بودند . يكى را زد انداخت . سياچى ميرشكار و . . . اسب انداخته ، به كمك بروند درنا را گرفته ، اگر سوار رود به كمك نرود درناهاى ديگر آمده چرخ را مىكشند . و درنا را خلاص مىكنند . رسيديم درنا را گرفته ، همانجا به ناهار افتاديم . بعد از ناهار ديگر درناها ننشسته ، ما هم رفتيم ، به سمت راه ، كالسكه آوردند ، نشستم . راهش چمن و پست و بلند و نهر بود . بد بود دوباره سوار شدم . حرم در كنار راه ، دور به ناهار افتاده بودند . رانده رفتيم به ناهارگاه دستهء انيس الدوله تازه رفته بودند سايرين بودند . قدرى ايستاده ، رفتم به راه افتاده به كالسكه نشستم طرف دست راست كوه بزرگ سنگى است . از دور پيدا است مشهور به كوه امروله كه اصل اسمش امر الله است . اين كوه مىگفتند شكار دارد و چشمه‌هاى خوبى ، دارد علف زياد دارد در بهار پشت اين كوه ، بلوك افشار [ و ] طايفهء ورمزيار است ييلاق خوبى است . كوه ديگر پشت اين كوه بود . آن هم كوه بزرگ سنگ‌دار مشهور به كوه « دال خانى پشت » يعنى دماغهء دال خانى قصبهء سنقور كليائى است كه جزء كرمانشاهان است . طرف دست چپ كوه خان كورمز تويسركان است . همه‌جا بود . الى اول جلگه كنگاور . شبيه است به كوه سه پايه تهران اما از سه پايه بزرگتر است . رانديم خيلى تا جلگه آخر شد . به پل سه چشمهء خرابى رسيديم زه‌آب كثيفى مىآمد . اما در [ فصل ] بهار گويا آب زياد باشد . [ 279 ]