ناصر الدين شاه قاجار
33
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
خان متصل جلو مىرفتند . پهلو مىرفتند . گردوخاك مىشد . من جر مىآمدم . از ضرب باد كلاه شكارى خز را سرم گذاشته بودم . راهى و دهى پيدا شد . راه را گرفته رفتم . ده خوبى [ و ] پرآبى [ و ] آبادى بود . اسمش مرهم دره ملكى بيوك خان افشار است آن هم باغات انگور زيادى داشت . از آن ده مىگذرد به طرخونآباد مىرسد آن هم ده معظمى است . ملك نجف قلى خان افشار است . آن هم باغات انگور زيادى داشت . از طرخونآباد كه مىگذرد به جلگه اسدآباد مىرسد . قصبه اسدآباد دست چپ بود . ما از بالاتر رانديم . اما با گردوخاك نمىگذاشت ، جائى را كسى ببيند . بسيار بد هوا و كثيف [ است . ] دست راست در دامنه ، ده خوبى [ و ] قلعه خوبى بود . اسمش بياج بود . از آنجا رو به طرف اردو رفتيم . از گردوخاك معلوم نبود منزل كجاست تيمور ميرزائى پيدا شد . يك روز پيش آمده بود . مثل سگ شده بود . ريش سفيد ، روسياه ، از گردوخاك دماغ دور چشم و . . . را نمىشد شناخت ، اين كيست . مىگفت درناى زيادى دارد . شكار هم كرده بود . كبك هم ، مىگفت در صحرا خيلى بوده است . خان بابا خان پسر سليمان خان ، با ريش سفيدان و خوانين افشار آمده بودند . سوارهء افشار سوارهء چهار دولى [ هم آمده بودند . ] حرم هم امروز قدرى سواره آمده بودند . نزديك منزل ، دهى روى كوه پيدا بود . يعنى روى تپه ، كه دستى گويا ريختهاند . اسم ده هم خاكريز است . باغى كه خان بابا خان خودش تازه آباد كرده است . منزل ما است رسيديم . دو ساعت به غروب مانده . گردوخاك و باد امروز خيلى اذيت كرد . همه را كشت ، رفتم اندرون چادرهاى مطّولى زده بودند . باغ بزرگ خوبى است آباد [ و ] قشنگ آخر باغ اتاقى بود . عايشه آنجا بود . ناخوش بود . حالا قدرى بهتر است . بعد آمدم ، باز بيرون دولچه را فرستادم ، برو اندرون ببين حرم آمده است [ يا نه ] رفت و آمد گفت : كنيزها آمدهاند . همه ناخوش ، يكى بد احوال است . نگارستان كنيز زبيده بوده است . معلوم شد ناخوشى « 1 » گرفته است . بسيار اسباب وحشت شد خلاصه حرم و . . . آمدند . [ 277 ] گربهها هم همه ويلان [ و ] سرگردان بودند . زبيده آمد . گريه مىكرد . حكيم فلان بردند ، آوردند . شب را بسيار به وحشت خوابيديم . اما انشا لله خوب مىشود . اما فوت شد . نزديك چادر ما اطاقى است گربهها را شب آنجا خواباندند . خان بابا خان مىگفت : در تنگه
--> ( 1 ) . منظور بيمارى و با است