ناصر الدين شاه قاجار
32
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
ديدم شب خوابيديم . ferengi روز شنبه نوزدهم [ شهر رجب ] امروز [ بايد ] برويم به اسدآباد شش فرسنگ راه بود . صبح برخاستم سوار شديم به كالسكه . از اينجا به اسدآباد دو راه است ، يكى راه قافله و زوّارى است از گردنهء اسدآباد مىرود به منزل دو فرسنگ نزديكتر است . مىگويند راه ديگر از پائينتر است ، كه براى كالسكه ساختهاند . ما از راه كالسكه رانديم . قدرى رو به عقب رفته ، دوباره رو به اسدآباد كرده . رانديم . با وزير حسام السلطنه و . . . قدرى صحبت شد . اويس و خوانين قراگوزلو و . . . خلعت پوشيده بودند . ملاحظه شده ، رفتند . باد شديد پر گردوخاكى از پيش رو مىوزد . به طورى كه آدم را مىبرد . زمين خاك ، بنه و مردم جلو خاك را به هوا مىكنند . چنان مىآيد كه چشمها را كور مىكند . بسيار اذيت كرد . هيئت زمين . دست چپ همان آخر كوه الوند است ، كه ارتفاعى اينجاها ندارد . دست راست كوه الاقولاق و غيره است زمين بسيار بلند است . راه كالسكه چندان خوب نيست . رانديم تا به يك سرازيرى زيادى رسيديم . از كالسكه پياده شدم . بعد باز سوار كالسكه شدم . رانديم بعد سوار اسب شده براى ناهار رفتيم . باد به طورى تند مىآمد [ كه ] حساب نداشت . يك دست به كلاه مىرانديم در دره [ اى ] كه فى الجمله آبى داشت ، درخت داشت به ناهار افتاديم . حكيم و . . . بودند . يحيى خان برادر حكيم از فرانسه كاغذى به حكيم نوشته بود ، مىخواند . اينجا كه ناهار خورديم ، زير تاجآباد ملك حاجى ميرزا على نقى پسر حاجى ملا رضا است . كاروانسراى خيلى معتبر خوبى ، مدور بسيار قشنگ ، والدهء حسام الملك مىسازد . بنّا [ و ] عمله كار مىكردند . همانجا كوره آجرپزى راه انداخته بودند . [ 276 ] ناتمام است . بعد از ناهار رانديم . باد شديدتر شده بود . رفتم خود را به كالسكه رسانده . رانديم كلاه عرفانچى را باد برد . قريب يك ربع سر برهنه بود . راه كالسكه اينجا پست و بلند زياد شد . مىرسيد به زير گردنه ، اگرچه راه صاف بود . كالسكه مىرفت اما من سوار شدم . خانلر خان افشار با چند سوار پياده آمده بود . دست چپ زير دامنه دهى بود . تاجىآباد مال ناصر خان بود بى درخت [ و ] خشك . باد معركه مىكرد . گردوخاك غريبى بود . امكان نداشت بتوان از راه رفت . راه را كج كرده ، با على رضا خان ، آقا على ، سياچى ، محمد على خان ، محقق ، عرفانچى و . . . رانديم به دست راست همهجا كوه و دره بود . سوارهها بخصوص قهرمان