ناصر الدين شاه قاجار
31
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
خلاصه حاجى آقا باباى حكيم امروز ديده شده با زنش و . . . آمده است . خلاصه شب بعد از شام مردانه شد . عرفانچى و . . . آمدند عرفانچى روزنامه خواند . امروز هم طلاشورى كردند ، من نرفتم . باد مىآمد گردوخاك بود . محقق ، ميرزا على خان ، آقا على را فرستاديم ، رفتند . طلا [ و ] نقره [ و ] اسباب درآوردند . يك انگشتر طلاى كلفت بالايش شكل گاوى شاخدار پشتش هم دو سوراخ داشت . مثل عطردان پيدا شده بود . خوب انگشترى است و اين انگشتر را به فال ميمون گرفتيم خلاصه خوابيديم . Esfehanigrand روز جمعه هجدهم [ شهر رجب ] امروز بايد از همدان برويم ، بهزاغه ، سه فرسنگ سبك است . صبح سوار شده ، رانديم . خيلى راه با اسب . تيمور پاشا ، بهلول پاشا خلعت پوشيده بودند ، سر اسب آمده ، مرخص شدند . از راه گروس به آذربايجان مىروند . بعد با امين الملك ، معيّر ، يحيى خان صحبتكنان رانديم . از باغات و ده منوچهرى گذشتيم . از كنار راه مىراندم طرف دست چپ هم ده حيدره بود . در دامنه كوه افتاده است . بعد رسيديم بمريانج ده خيلى معظمى است . ششصد خانوار است . قاطر زياد دارد . چاروادارى مىكنند . مال امام جمعه همدان و بيست و هفت نفر ديگر است . پائين مريانج بيدستانى بود . به ناهار افتاديم . بعد از ناهار سوار شده ، راندم . به كالسكه نشستم ، راه كالسكه پست و بلند بود . [ از ] زاغه راه كالسكه بد شد . سوار شده رفتيم منزل . طرف دست راست . ده و آبادى زيادى بود قريه بهار ، مال ناصر الملك ، خيلى بزرگ است . دزّه مال ميرزا محمد على ، سنگىآباد نگار خانم . لعلى مال حسين خان . از دور سواد زيادى داشت . خيلى معتبر است . ظروف بدل چينى برنجى . كاشى بسيار بسيار خوب در آنجا مىسازند . به همهجا از اين ظروف مىبرند . سردسير و . . . از مريانج كه مىگذرى ، ده چشمه قصابان مال ملا ولى الله درويش است . زاغه ملك امان الله خان است باد ، و گردوخاك در منزل بود . يك مار بسيار بزرگى قراولها گرفته بودند . گربهها زياد بازى كردند . عايشه را صبح زود بشير خان و پدر و برادرش آورده بودند . [ 275 ] احوالش بهتر است . شب بعد از شام مردانه شد . عرفانچى روزنامه خواند . امروز اسب سياچى كلّه به دهن سياچى زده بود كه دندانهايش ، لق شده بود . گربهء كوچكى كه فخر الملك در ايوانكيف پيدا كرده بود ، دست حاجى بلال بود . در نوبران حاجى بلال گم كرده بود ، عكاسباشى پيدا كرده بود . نگاه داشته است . امروز آورد