ناصر الدين شاه قاجار
23
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
دست چپ . نصرآباد نزديك جاده « 1 » ملكى فضل الله خان ياور ، « همه كس » ، ده معتبرى است به فاصله يك فرسنگ كنار راه بود . « سراى » ده معتبرى است سر راه است . ملك اعتماد السلطنه [ است ] قشلاق ، بزينه جرد نوذه قراباغىها ، ملاگرد ، سماوك خلاصه وارد منزل شديم . امروز ناهار توى كالسكه خوردم ، از دست باد . سياچى ، آقا وجيه از صحرا آمدند . از طرف دست چپ مىگفتند ، گززار « 2 » زيادى است . صحرا ، خرگوش ، روباه ، هوبره ، يورقهجه ، درنا داشت . نزديك جهانآباد ، پلى سهچشمه به نظر آمد . سوال شد ، نگارخانم عمه ساخته است . اما خشك بود آبى ، چيزى به هيچ وجه از زيرش نمىآمد . خلاصه چهار به غروب مانده وارد منزل شديم . چادر را بيرونى ، اندرونى ، در باغى زدهاند . در سر نهرها همه درخت سيب كاشتهاند . باقى مانده همه انگور است . دور هم تبريزى دارد . خيابان وسط بسيار عريض است ، و يونجهزار ، اما چيده بودند . حرم والدهء شاه همه در اين باغ افتادهاند . تارچى ، دلبر خيلى ناخوش هستند . انشا لله خوب مىشوند مطبقه « 3 » سخت دارند . عايشه هم امروز تب كرده است . لرز مىكند . معصومه ، عروس هم ناخوش شده است . خلاصه گربهها همه بودند . بازى كردند . شب شد . بسيار سرد بود ابو السيف ميرزا خواهرزاده « 4 » تيمور كه در همدان است ، آهوى تگهء بزرگى امروز زده بود . معلوم مىشود . اينجاها آهو هست . شب بعد از شام مردانه شد . پيشخدمتها آمدند . عرفانچى آمد و روزنامه خواند . حاجى رحيم خان ، خسرو ميرزا امروز وارد شد [ ند ] ميگفت حاجى ميرزا على هم مىآيد . در راه است . [ 268 ] آمد . روزنامه خواند . بعد رفتند . خوابيديم Lakeri . بويوكآباد مال حاجى ميرزا على نقى عارف است . روز جمعه يازدهم [ رجب ] در اينجا اطراق شد . بعد از ناهار ديدن والده شاه رفتم . فرهاد ميرزا ، تيمور ، مجد الدوله ، كشيكچى باشى ، بودند قدرى نشسته ، صحبت شد .
--> ( 1 ) . اصل : جعده ( 2 ) . محل روئيدن گياه گز ( 3 ) . تب دموى لازم است و بر دو نوع است . يكى آنكه از عفونت خون در عروق و خارج آنها پديد آيد و ديگرى به غير عفونت خون را گرم كند و به غليان آرد . بعضى آن را حصبه دانستهاند . « فرهنگ معين » ( 4 ) . اصل : خاهر