ناصر الدين شاه قاجار

24

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

برگشتم منزل . مجد الدوله اذن گرفت [ به ] محال « بزينه » رود خمسه ، كه املاك دارد برود . نزديك است به محال همدان ، سيد ابو طالب روضه‌خوان با يك پسر چاووش آمدند اندرون روضه خواندند . زياد گريه شد . آقا يعقوب ملاحظه شد . تازه آمده است . مىگفت محقق هم در راه است . مىآيد . حاجى آقا باباى حكيم هم مىگفت در راه است ، مىآيد . خلاصه شب شد بعد از شام با انيس الدوله رفتيم پشت تجير كه زير باغ كشيده‌اند و در اندرون است . ايستاديم كنيزها مىآمدند مىرفتند داد مىزدند ، بابا قاپوچى را متصل آواز مىكردند خانه شاگرد مىخواستند . خانه شاگردان ، كنيزها خانم‌هاى خودشان را مىخواستند . محشرى بود حيف كه خبر شدند من گوش مىكنم . ديگر نيامدند . قدرى نشستيم . مهتاب صافى بود ، اما بسيار بسيار سرد بود . با خرقه راه مىرفتيم . يوسف هم چند فشنگى از پشت ديوار هوا كرد . بعد خوابيديم . يحيى خان رفت شهر همدان . روز شنبه دوازدهم [ رجب ] امروز بايد از بوبوك‌آباد ، به سرخ‌آباد برويم . مىگفتند چهار فرسنگ است اما شش فرسنگ سنگين بود . اما راهى از بالا داشت ، كه در سرخ‌آباد امان الله خان گفت : راه كالسكه را هم ساخته بوديم ، و چهار فرسنگ بود . نورى هم از آن راه آمده بود . اين‌طور گفت . اما صبح كسى به ما نگفت . خلاصه سوار اسب قزل‌قير خراسانى ، پيشكشى سپهسالار مرحوم در نيشابور شده ، رانديم از پهلوى ده و . . . راه‌هاى بد گذشته ، صبح ميرزا محمد على همدانى و صاحب بويوك‌آباد كه اسمش حاجى ميرزا لطف الله ، برادر حاجى ميرزا علينقى و . . . آمده بودند ديده شدند . خلاصه با وزير خارجه ، حسام السلطنه . . . معتمد الدوله صحبت كنان رانديم . بعد سوار كالسكه شدم راه صاف و صحراى وسيعى است . بوته‌زار بىآب و آبادى ، اما طرف دست راست و چپ از خيلى راه دور سه فرسنگ چهار فرسنگ آبادى و دهات زياد پيدا بود . كوه‌ها هم خيلى دور ، در اين صحرا آهو زياد بوده است . سواره‌هائى در پيش رفته‌اند مغشوش كرده‌اند . رحمت الله يك تگه آهوى بزرگى زده بود . يك ماده آهو هم جهانگير زده بود . اما در منزل ، حاجى غلام على ، شكوه مىكرد كه تازى من گرفته بود . آدم‌هاى مير شكار به زور از دست آدم‌هاى ما گرفته‌اند . الى سه فرسنگ كه رفتيم همه‌جا صحرا صاف بود . [ 269 ] روى تپه كوچكى به ناهار افتاديم . معير الممالك و . . . بودند . معير مىگفت : چند روز