ناصر الدين شاه قاجار
15
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
پنج فرسنگ چهار فرسنگ كوههاى كوچك نمايان است . و در دامنه دست راست جلگه از دور ، يك دهى با باغات نمايان بود . خيلى دور بود به راه . اسمش را از يحيى خان پرسيدم ، تحقيق كرد « ورده » است رانديم . در اين صحرا آهو هست . اما كم ، يك بره آهو را نايب ناظر ديده بوده است خيلى رانديم تا رسيديم به ماهور و دره ، تپه كه اين ماهورها و دره و تپهها جلگه زرند را از جلگه ساوه ، سوا مىكند اين طرف جلگه زرند است ، آن طرف جلگه ساوه است . روى تپه به ناهار افتاديم . همه پيشخدمتها و طولوزون و . . . بودند اشخاص متفرقه ، در اردو زياد است . از آن جمله زنبوركچىباشى ، محمد خان حاكم سابق يزد ، سيد مصطفى آخوند ، ميرزا عليخان ، محمد قربان خان ، سرتيپ ، چنگيز ميرزا ، خانلر خان سرهنگ افشار ، آقا مهدى ساعتساز ، كربلائى كاظم خان خلاصه بسيار است . حاجى حكيم ، حكيم رياضى ، بعد از ناهار سوار شده ، باز قدرى با وزير ، مجد الدوله ميرزا عبد الوهاب حرف مىزديم . سوار كالسكه شده راندم قدرى كه رفتم حاجى ، پسر موسى از طرف دست راست آمد كه آهو هست . سوار شده خيلى راه رفتم . گرم بود رسيديم به ميرشكار كلاه مىكرد « 1 » كه به تعجيل برويم رانديم . روى تپه پياده شديم . آهوها زير بودند با تعجيل تفنگى از دور انداختم . نخورد دو تگه « 2 » دو سه ماده بودند . بعد سواره خيلى آمديم . داخل جلگه ساوه شديم . خيلى رفتم ، تا كالسكه را آوردند سوار شده رانديم . چهار به غروب مانده به عبدلآباد ساوه رسيديم . چند نفر آخوند و . . . عبد الله خان خلج صاحب عبدلآباد و . . . بودند بسيار جلگه گرمى است اما خوب جلگهاى است . اطراف دهات زياد است . صحرا بوتهء گون دارد . صحراى وسيعى به عبدل آباد نرسيد باغات زيادى بود . تازهآباد كرده بودند اسمش رضىآباد است . رسيديم توى باغ نه آب داشت نه صفا . باغ بزرگ جنگلى انار و انجير ، انجيرش ضايع بود . انار زيادى داشت نرسيده ، بعضى رسيده [ بود ] رفتم اندرون . ديدم چادرهاى متفرقه زدهاند باغ وسيع خفه ، ديوارهاى باغ خراب و پست . سرباز ، فراش و . . . زير درختها پرانار . [ مقدار ] زيادى هم فراش و . . . چيده و خورده بودند . حمام زنانه را دم چادر انيس الدوله زده بودند . گربهها توى قفس
--> ( 1 ) . كلاه كردن : با كلاه علامت دادن - اشاره كردن ( 2 ) . تگه : آهوى پيش آهنگ گلهء آهوان