ناصر الدين شاه قاجار
221
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
اينجا اگرچه اطراف همه كوه و پيش رو هم بود و سد و حايل بود . كوه البرز قدرى و كوه دماوند ، تا نصفه پيدا شد . پر برف سفيد ، دماوند ارتفاع خودش را نمود . به اين معنى كه از اين نقطه تا زير كوه دماوند سى و پنج الى چهل فرسنگ « 1 » راه است . اين كه نوشتم غلط است . بعد از حساب صحيح پنجاه فرسنگ درست است . خلاصه پشت كوه زىزكان ده عامره است . و تفصيلى در اين ده است كه لابدا بايد نوشته شود . هركس در اين ده اسم ماست ببرد [ 452 ] و بخصوص اگر بگويد ماست داريد ، اذيت زيادى به آن گوينده مىكنند . بلكه احتمال خطر هم دارد . چنانچه بعضى از اهل عامره در سلطانآباد به عرض آمده بودند ، در منزل مشير الدوله ، كه ديوانخانه عدليه اعظم است معتمد الملك هم آنجا نشسته بوده است . معتمد الملك يا كس ديگر سؤال كرده بوده است ، كه اينجا ماست خوب دارد يا نه . عارضين عامره برخاسته « 2 » از مجلس رفته بودند ، با خشونت . اما در اين روزنامه علت آن را « 3 » كه چرا عامره از لفظ ماست بدش مىآيد [ را ] نمىنويسيم هركس بخواهد دليل آن را بداند خودش برود عامره و ماست بخواهد تا معلومش شود . خلاصه رانديم به قريه جوزا رسيديم . اينجاها خاك خلج قم است . كه جزء عراق [ عجم ] است فوج خلج به سركردگى محمود آقا ، كه تربيت شده مدرسهء سنسير پاريس است ، ديده شد . بسيار فوج آراسته [ اى ] بودند . بعد به منزل كه دستجرد است رسيديم ، رفتيم ، به چادر . دستجرد ، ده بسيار معتبرى است . باغات خوب دارد . در عامره رنگرزى زياد دارند . و خودشان هم كرباس درست مىكنند . از اطراف هم كرباس آورده ، آنجا رنگ مىكنند . خانوار زيادى دارد . شب ، بعد از شام مردانه شد پيشخدمتها و . . . آمدند . دكتر قدرى روزنامه خواند . بعد خوابيديم . Uchi چاپار تهران رسيده بود . مطالب آورده بود . امروز همه را خوانده جواب نوشته ، فورا چاپار را معاودت داديم . روز دوشنبه بيست و دوم [ شهر ذيقعده ] بايد رفت به قاضى ، چهار فرسنگ راه است . هوا بسيار گرم و خوب بود . از دم سراپرده الى دم كالسكه ، مسافتى بود پياده رفتيم .
--> ( 1 ) . نسخه چاپى : پنجاه فرسخ درست است . ( 2 ) . اصل : برخواسته ( 3 ) . اصل : او را