ناصر الدين شاه قاجار

218

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

رانديم هوا امروز آفتاب و صاف و گرم بود . جلگه خوبى دارد ، وسيع صاف . جلگه هم بوته گون دارد . دست راست و چپ و اطراف همه كوه است . اما خيلى مسافت زياد . بخصوص دست چپ از دور كوه بزرگ سنگ دارى بلند [ و ] طولانى پيدا بود . كه قريه كنگران [ 449 ] و زنجيران سرابند ، معدن سنگ ، شرّاب ، سفيد آب در آن سمت است . در اين جلگه آهو زياد است . سياچى و حبيب الله خان براى شكار آهو رفته بودند . سياچى مىگفت آهوى زيادى ديدم . از پنج قدمى هم چهار پاره به آهو انداخته بود ، نزده بود . اوقاتش تلخ بود . خلاصه دست چپ به ناهار افتاديم . يحيى خان روزنامه خواند ، حاجى ميرزا على [ به ] تركيب عربى ، دستمالى به سر انداخته بود . [ و ] حرفهاى عجيب و غريب مىزد . برادرهاى انيس الدوله « 1 » عقب مانده بودند [ و ] به نجف اشرف رفته بودند . پيدا شدند . مىگفتند از راه نببح و سارو آمده‌ايم . و از زيادى برف در آن صحراها زياد تعريف مىكردند ، مىگفتند افشار بيگ ، هم از عقب مىآيد . يعنى به كرمانشاهان رسيده است . مىگفتند در خاك عراق عرب « 2 » به هيچوجه باران نيامده است . خشكى غريبى است . مفتىهاى بغداد با دايره [ و ] دنبك و بعضى طورها « 3 » به مصلّا به طلب باران بيرون رفته بودند . از قبور شيخ عبد القادر و امام اعظم ، استمداد كرده بودند . قدرى ابرى هم كه در آسمان بوده است مرتفع شده ، آفتاب شديدى شده بود . خلاصه بعد از ناهار سوار كالسكه شده رانديم . تا رسيديم به قريه فيض‌آباد ، كه در دست ميرزا محمد على مشرف توپخانه است . ده خوبى بود . اما آبش بسيار كم بود . خانوارش به نظر زياد مىآمد . اما بىبضاعت . از فيض‌آباد كه قدرى گذشتيم ، جلگه مبدل به هر ده ماهور شد . الى آشتيان به همين‌طور بود . جلگه يك گردنه بسيار كوچكى هم داشت . كه قابل گفتن گردنه نيست . اما براى اسب‌هاى كالسكه و عراده و قاطرهاى تخت و بارى و شتر بارى ، كه پنج ماه است در زير بارند ، الحق به نظر كوه البرز « 4 » مىآمد . خيلى به صعوبت گذشته زمين گل هم داشت . خلاصه نزديك قريهء آشتيان كه در حقيقت شهر معظمى

--> ( 1 ) . در نسخه چاپى نام برادران انيس الدوله را محمد حسن خان و حبيب الله خان نوشته است . ( 2 ) . اصل : عراق و عرب ( 3 ) . اصل : تور ( 4 ) . نسخه چاپى : الوند