ناصر الدين شاه قاجار
217
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
بوده است ، اين بناها . اما حالا ريخته است . از اين ده كه گذشتيم كمكم برف زمين كم شد . به طورى كه زمين هم ، تر بود هم ، خشك ، ملمّع بود . رفتهرفته برف كمتر مىشد تا آخر زمين خشك شد . اما بارندگى به شدت اينجاها شده بود . چون زمينش شورهزار و كوير « 1 » بود ، برف آب شده بود . اما در اغلب جاها زراعت بود ، و آبادى و دهات معمور زياد در جنبين راه به نظر آمد . هوا امروز صاف و آفتاب خوبى بود [ 448 ] گرم هم بود بعد از ده مشهد ، نيم فرسنگ كه گذشتيم ، به ده ، ابكآباد ، رسيديم . ملك جناب آقاست ، يعنى مستوفى الممالك . ده معظمى بود از آنجا گذشته همهجا طرفين راه آبادى بود ، الى منزل . بعد از ميان ده كمالآباد ، گذشته به منزل كه مصلحآباد ، است رسيديم . دو ساعت به غروب مانده . دهاتى كه امروز در طرف دست راست و چپ بود از اين قرار است « 2 » . شب بعد از شام مردانه شد شعر [ و ] غزل شيخ منتخب شد . بعد خوابيديم ZEHRASULTAN نزديك صبح مىگفت از دماغم خون مىآيد . رفت [ به ] چادرش ، كنيزى آمد ، يعنى اقل بگه . دست راست : ميقان - مشهد محمد عابد ( سه دانگ وقف امامزاده ، باقى اربابى ) ابكآباد [ ملكى جناب آقا ] - و يسمه [ ملكى ] قوام الدوله - استروان [ ملكى ] ميرزا سيد حسين و محمد حسن قائم مقام - حرآباد [ ملكى ] جناب آقا - كمالآباد [ ملكى ] حاجى ميرزا سيد احمد و ساير ورثهء حاجى ميرزا كاظم شمسآباد - كمالآباد [ ملكى ورثه ] حاجى ميرزا جعفر مصلحآبادى . دست چپ : مرز نجيران - مهرآباد - شاهآباد - وزيرآباد - سيچان - قلعهنو - مزيدآباد - مشهد الكوبه - آهنگران - نظمآباد - خليجآباد - ولاسجرد . روز جمعه نوزدهم [ شهر ذيقعده ] بايد به آشتيان رفت چهار فرسنگ و نيم راه است . صبح از خواب برخاسته سوار كالسكه شديم . با حسام السلطنه ، اعتضاد السلطنه ، وزير خارجه ، مشير الدوله ، مجد الدوله ، صحبت مىكرديم از امور دولتى . . . بعد رانديم
--> ( 1 ) . اصل : كبير ( 2 ) . در متن اصلى به همين صورت آمده است يعنى اسامى دهات بعد از چند جمله به خط شخص ديگرى نوشته شده است .