ناصر الدين شاه قاجار

191

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

قدرى از اسباب‌هاى مختلف مثل دوربين‌ها ، دستكش و . . . خيلى اسباب كه ، هرچه تصور شود ، بود . كه در آبدارخانه آورده است . در اين سفر نمونه [ اى ] از آنها را آورده بود . تماشا كردم ، از عطريات و . . . بعضى را برديم ، اندرون . به حرم خانه تقسيم شد . امين السلطان ، الحق نوكر بسيار قابلى است . از عهدهء هرگونه خدمات برمىآيد . خصوص در خدمت مخصوص خودش مثل ندارد . نظم عمل سيورسات خانه كه مناسب شغل او نداشت . اما نظمش بسيار لازم بود . عمل قاطرخانه ، [ و ] شترخانه ، از بغداد ، در مراجعت به او محول شد . در كمال نظم به راه برد . و مىبرد . كه در قوهء ديگرى نبوده . خلاصه عصرى رفتيم [ 426 ] اندرون شب شام خورده خوابيديم . zahrasoltan روز جمعه بيست و هشتم [ شهر شوال ] صبح رفتم ، باز سر در بالا . ناهار خورده ، بعد از ناهار ، حسام السلطنه ، معتمد الدوله ، وزير خارجه ، دبير الملك ، شهاب الملك ، امين نظام ، حاجى سعد الدوله ، و . . . عماد الدوله ، مشير الدوله ، معتمد الملك ، مشير لشكر ، به حضور آمدند . بعضى كارها و فرمايشات داشتيم . حكم شد . فوج دوم « 1 » را از اين‌جا ، مرخص كرديم . [ كه ] از راه همدان به آذربايجان بروند ، با سوارهء شاهسون . الى غروبى مشغول كار بوديم ، غروبى رفتيم ، اندرون . هوا صاف و سرد است . شب بعد از شام در باغ آتش‌بازى كردند . بعد خوابيديم . . . enis روز شنبه بيست و نهم [ شهر شوال ] امروز در شهر در خانه‌هاى صارم الدوله ، مهمان مهدعليا ، هستيم ، به ناهار . رفتيم . اسب آوردند . دم حمام ، سوار شده ، رانديم . اسب حركت قبيحى ، كرد . زن‌ها يك دفعه خنديدند با صداى بلند . بعد رفتيم ، بيرون باغ . سواره از رودخانه گذشتيم . خيلى آب داشت . بعد سوار كالسكه عثمانىها شده رانديم . نوكرها بودند . از عماديه به شهر ، يك فرسنگ سبك است . نزديك شهر سوار اسب شديم . جمعيت زيادى از زن و مرد بود [ ند ] معركه مىكردند . داخل كوچه شده ، كوچه‌ها را سنگفرش كرده‌اند . عماد الدوله مىگفت امسال تازه سنگ فرش كرده‌ام . كوچه قدرى تنگ بود ديوارهاى بلند [ داشت ] روى ديوارها پر بود از زن . بسيار احتياط داشت ، كه زنى يا بچه [ اى ] از بالا بيفتد روى ماها . الحمد الله به خير گذشت . از پهلوى مسجد خوبى گذشتيم . گفتند

--> ( 1 ) . اصل : 2