ناصر الدين شاه قاجار

170

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

براى زيارت . امروز صبح سر حمام طولوزون را ديدم . صحبت‌هاى عجيب از توقف خودش و والده شاه در كشتى ، تعريف مىكرد . زياد بد گذشته بوده است . خلاصه رسيديم به زيارت ، اول رفتيم به مقام غيبت صاحب الامر ، حسام السلطنه ، مشير الدوله ، پاشا و . . . و . . . بودند . وزير خارجه و . . . [ بودند . ] بيست پله را پائين رفتيم . از مرمر است . زن معير ، عصمت الدوله آنجا بودند . زنها را تپاندند توى محوطه كوچكى ، من رفتم بالاى چاه ، دو ركعت نماز كردم . ميرزا على خان نوشته‌هاى دور در را خواند و نوشت . [ من ] رفتم پيش زن معير ، قدرى ايستاديم . آمدم كه بروم بيرون ، گفتند حرم آمده است . قدرى هم ايستاديم . بعد رفتيم . حرم در مسجد زنانه بودند . من با زيارت‌نامه خوان رفتيم تو . زيارت‌ها خوانده شد . نماز كردم . زنها همه آمدند . زيارت مىكردند . من هم آنجا بودم . باز در بالاى سر نماز كردم . ضريح امامين [ از ] فولاد است . از بناهاى شاه سلطان حسين صفوى [ است ] . بسيار خوب ساخته‌اند . اول مرقد و صندوق امام على النقى است . دوم صندوق امام حسن عسكرى . سوم در توى همين ضريح ، صندوق نرجس خاتون ، والدهء صاحب الامر است . رو به طرف مشرق ، ضريح حليمه خاتون است ، دختر امام محمد تقى است . چسبيده به ضريح حضرت . ضريح از برنج است . بناى گنبد حضرت و صحن و . . . از بناهاى احمد خان دنبلى است . توى گنبد آينه كارى خوبى است . از محمد على خان هندى ، پادشاه لكناهور ، يا وزير بوده است . گنبد مطهر از بناهاى ما است . عجب گنبد طلاى خوبى است . يك چهل چراغ هجده لاله هم از ما با روشنائى پيشكش شده است . آويزان از رواق [ است ] . قنديل و . . . هيچ [ چيز ديگر ] نيست ، لخت است . [ 408 ] بعد آمدم سوار شده ، از در دروازه ديگر رفتم [ به ] كالسكه نشسته رانديم . خيلى دور نرفتم . كنار راه به ناهار افتاديم . امين السلطان و . . . بودند . زواّرى از جلو مىگذشت پرسيدند ، زوار شيرازى و . . . بوده‌اند ، ميرزا جانى مشرف اصطبل ، دوستى بيگ جلودار تركمان به مكه مىخواهند بروند . با اردو بوده‌اند . در كربلا اقامت كردند . حالا آمده‌اند صاحب زيارت . بعد به مكه خواهند رفت . بعد سوار كالسكه شده ، رانديم در محاذى برجى كنار شط ، كه كشتى ما به گل نشسته بود ، سوار اسب شده ، يك آهو هم درآمد . سياچى تازى كشيد . چيزى نشد . قلعهء خرابه [ اى ] بود دورتادور برج و ديوارش بود . به قدر ارگ تهران مىشد . همان قلعه جاليسه است ، كه نوشته بودم . از ميان قلعه گذشته ، رسيديم لب شط .