ناصر الدين شاه قاجار
144
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
باز مردانه شد . به شاهزادهء هندى ديروزى انگشترى لعل زرد داده بودم . با همان جقهء و لباس آوردند حضور ، در سراپرده . اما مثل ديروز خنده نشد . رضا خان ، خواجه دروغى قديمى ، كه معروف است و سالهاست اينجا مجاور است ، يحيى خان آورد ديدم چيز غريبى است . ريش كوتاهى از زير گلو درآورده ، قطار موى سفيد ، عمامهء كوچك ، بسيار كوچك . خان همان خواجه است كه قديم بود . پدر سوخته حالا صاحب ريش و اولاد است . به على بسيار شبيه شده بود . بسيار خنده داشت . عكس شاهزادهء هندى و رضا خان را حكم شد بيندازند . بعد سوار كالسكه شده رفتم زيارت . موافق معمول هر روزه برگشته آمديم منزل . الحمد لله تعالى على كل حال . برادرهاى انيس الدوله از بغداد كه ما آمديم رفته بودند زيارت سامرّه . حالا در كربلا ملاحظه شدند . تازه برگشتهاند . امروز حاجى مير محمد حسين ناظم التجار آذربايجان كه اصفهانى است زيارت آمده است . به حضور رسيد . ملاحظه شد . تا مدتى اينجاها خواهد بود . خلاصه شب خوابيديم . با دامادش كه او هم تاجر معتبر است . روز شنبه بيست و سوّم [ شهر رمضان ] امروز صبح كه برخاستم دندانم ، پيش رو ، به شدت درد مىكرد . امروز الى شب خيلى اذيت كرد . و زياد از اين جهت كسل بودم . نمىدانم از چه چيز است ناهار و غيره نمىتوانستم بخورم . خلاصه حرم امروز كلا به حر و خيمهگاه رفتهاند ، كه از آنجا برگشته به زيارت حضرت بروند . من ناهارى با دندان درد خوردم . بعد سوار كالسكه شده رفتم زيارت . زيارت شد . در توى ضريح بالا سر حضرت نمازى كردم . بعد بيرون آمده باز در بالا سر نماز ظهر و عصر را كردم . قدرى ايستادم آخوند ملا حسين [ 387 ] اردكانى را خواسته بودم ، براى پول فقرا كه داده بودم برساند . قدرى صحبت علمى هم شد . بعد رفتم زيارت حبيب بن مظاهر . به قتلگاه هم رفتم . در حقيقت معراج بود . بعد رفتم در صحن گردشى كردم . چسبيده به رواق رو به جنوب مقبرهء شاهزادههاى هند است . آينهكارى كرده ، جاى كوچكى بود . يك متولى هندى هم داشت . قدرى صحبت شد . از آنجا دور چرخ زده ، از دم مقبرهء شيخ عبد الحسين گذشتم . حجره ( اى ) بود رو به مغرب ، آينهكارى خوب كرده ، قبر آقا محمد صالح كرمانشاهانى است . بعد از آن حجره ( اى ) بود گفتند قبر اعتماد الدوله عيسى خان مرحوم است . درش بسته بود از دم قبر ميرزا موسى و . . . گذشته رفتيم به حضرت عباس زيارت كرده برگشتم منزل ، دم سراپرده شيخ عبد المحسن ابن هزال