ناصر الدين شاه قاجار
145
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
شيخ انيزه ، كه سنى است و شيخ چلّوب كه شيعه است ، هردو خيلى معتبر هستند . به منزل محقق چند شب بود آمده بودند ، به حضور رسيدند . حاجى محمد صادق تاجر كسمائى كه از تبريز به زيارت آمده بود . به حضور آمد ميرزا حسنعلى يوغورت در تهران مرده است . محمد تقى بيگ نايب كالسكهخانه كه در قصر فيروزه هنگام آمدن عتبات اسب [ او را ] لگد زد به رويش ، او هم مرده است . دندان درد زياد اذيت مىكند . انشاء الله سيد الشهداء حكم به معالجه بفرمايند . بد دردى است . الحمد لله تعالى خوب شد دندانم . الحمد لله الحمد الله . از حرم حضرت عباس كه مىروى از راه ديگرى است نزديكتر از راه اوّلى ، كه به حضرت سيد الشهداء رفتم . قدرى از بازار مىروى ، بعد مىروى از دم تلگرافخانه كه در دست راست است مىگذرد دست چپ هم خانه حاكمنشين كربلا است . ميانه تلگرافخانه و سرايه حاكم ميدانى است ، آقا سيد حسين نامى از اولاد صفوى ، در صحن حضرت عباس نماز جماعت مىخواند . آدم خوبى بود . شباهت صورى و معنوى با نظام العلماى ما دارد . روز يكشنبه بيست و چهارم [ شهر رمضان ] امروز مراجعت از كربلاست ، به مسيّب است . صبح از خواب برخاستيم سوار شده از سمت شرقى شهر كربلا از دم كورهها صحرائى شده ، رانديم . نخواستم روز آخر از راه شهر و كوچهباغ و جمعيت زياد مردم بروم . از بس عرضهچى « 1 » گدا قال و مقال دارد [ كه ] آدم بيزار مىشود . به زيارت هم مشرف نشدم . سوار كه شدم ظهير الدوله انگشت به مقعدكنان آمد . عمزه مىكرد پياده راه مىرفت . مثل شتر . مرخصى مكه معظمه داشت . در كربلا مىماند . كه بعد از راه درياى فارس « 2 » مىخواهد برود . يعنى از شط بغداد به بصره و از آن راه مرخص شده ، ماند . شاهزاده هندى سوار كره ماديان بسيار كوچكى بود . با كلاه ، و تاج جقه زده بود و با جوراب بدون كفش سوار شده بود مشايعت آمد و مرخص شد . آجودان باشى هم در كربلا مانده از راه جبل و بّر عرب « 3 » و نجد به مكه معظمه برود . سيد خياط قديمى ما هم ماند كه به مكّه برود [ 388 ] افشار بيگ هم با نظاره ماندهاند ، كه باز به نجف اشرف بروند بعد از عقب بيايند ، تهران . زن
--> ( 1 ) . كسانى كه عرايض و مطالب خود را نوشته و شكايت به شاه مىكردند . ( 2 ) . مقصود خليج فارس است . ( 3 ) . صحراى عرب