ناصر الدين شاه قاجار

124

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

باشد ساخته‌اند . فرنگيان برس نمرود مىگويند . مقبره ذا لكفل پيغمبر هم محاذى همين برج ، آن طرف آب است كه يهوديها آنجا زياد هستند . لب آب هندوانه خورده ، چاى خوردم . نماز كردم . عرفانچى [ 368 ] ميرزا على خان امين السلطان و . . . بودند بعد سوار شده ، با سواره‌ها به آب زدم . خيلى توى آب رانديم ، الى خان شور كه منزل است . مملى ، حبيب الله خان . . . سياچى و . . . جلو بودند . به مرغهاى كنار آب تفنگ مىانداختند ، و نمىزدند . سياچى و تيمور [ و ] على بيگ كه شكار صحرا رفته بودند آمدند . غاز ، آنقوط و . . . آوردند . خلاصه نيم ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم . چادرها را توى رمل بالاى خوان‌شور زده‌اند . خوان‌شور مثل قلعهء خيلى محكمى است . برج و . . . « 1 » دارد . همه را از آجر ساخته‌اند . گفتند مرحوم شيخ مرتضى با پول حاجى شهاب الملك ساخته است . كاروانسراى ديگرى كوچكتر از اين كه چسبيده به همين است ، از بناهاى حاجى محمد حسين خان صدر اصفهانى بوده است . خلاصه راه امروز زيبا و باصفا است . شب بعد از شام قرق شد . عرفانچى آمده روزنامه خواند شب را خوابيديم . Bakeri كلاغ زيادى امروز در راه بود . روز سيزدهم [ شهر رمضان ] چهارشنبه امروز بايد به نجف اشرف رفت . صبح سوار شديم به كالسكه رانديم . رو به جنوب پنج فرسنگ راه است . پاشاى بغداد ، مشير الدوله ، پيش رفته بودند . كمال پاشا ، حسام السلطنه ، وزير خارجه و . . . بودند صحبت شد . قدرى راه كه با كالسكه رفتم ، تيمور ميرزا آمد . غاز زيادى در توى صحرا بود سوار شديم . معير ، امين الملك ، امين خلوت ، مجد الدوله ، تيمور ، سياچى ، مياچىها ، ميرشكار ، على بيگ و . . . و . . . همه بودند . رانديم . چند قوش تيمور به غاز انداخت يكى را گرفت ، آخر از دستش ول شد رفت . يكى ديگرا برد دور گرفت دستهء غاز پانصد پانصد مىپريدند . توى صحرا مىنشستند . دست راست جاده است . اين صحرا كه مىرويم و همچين مرغ سقا زياد از حد . تا چشم كار مىكرد غاز و مرغ سقا بود . دسته غاز زيادى نشسته بودند . پياده شدم با گلوله تفنگ محمد زمان بيگ تير اول [ را ] در زمين انداختم ، نخورد . تير دوم [ را ] روى هوا زدم . از بال يكى افتاد خيلى دور بود . هزار قدم مىشد . بسيار خوب زدم رفتند سرش را بريدند . يك گرگ بزرگى در صحرا درآمد . سياچى اسب انداخت ، متصّل به گرگ مىرسيد تفنگ نمىانداخت . اسبش از

--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا