ناصر الدين شاه قاجار
112
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
جريانش معلوم نيست . سوار اسب شده رانديم . تا به چادر رسيديم . كنار فرات زدهاند جاى باصفائى است . امروز هوا ابر بود يك ساعت به غروب مانده رسيديم . نماز كرديم . شب هم ابر بود . قدرى هم باريد . گربهها همه كنار فرات بازى مىكردند . يك كشتى بخار بزرگ ، و يك [ كشتى ] بسيار كوچك بخار به قدر كشتى سلطنتآباد ، در اينجا هست . بعضى ناوهاى بادبانى هم مثل كشتىهاى انزلى ، بعضىها دارند . درّاج زيادى توى اردو زنده گرفتند . اطراف طفلان مسلم و . . . خيلى دراّج دارد شب را خوابيديم . . . enis مريمى ، امروز در توى تخت ، مهمان گوز گلدى شده بود . توى تخت بول كرده بود . روز چهارشنبه ششم [ شهر رمضان ] در مسيب اطراق شد . حاجى ميرزا على نقى عرب شيخ زين العابدين مازندرانى ، آقا سيد حسين كليددار حضرت عباس ، آقا سيد احمد شيخى پسر آقا سيد كاظم رشتى ، شيخى معروف ، و بعضى علماى ديگر زياد بودند . از كربلا آمده بودند . آقا سيد صادق آمده ، معرفى كرد اما آقا سيد احمد شيخى ، بعد از آنها تنها آمد ، به حضور . همان جور شيخىهاى كرمان و . . . به همان سبك پاشاى بغداد آمد برود كربلا با مشير الدوله . رؤف پاشا هم آمد ، مرخص شد . از همين شط فرات با كشتى مىرود اسلامبول . عصرى رفتيم زيارت طفلان مسلم . نزديك بود . معير با زن و بچه تازه رسيده بودند . اين گنبد صحن و . . . همه خراب است . گفتيم معير الممالك ، بسازد . توى ضريح قدرى بوى رطوبت و تعفن مىداد . زود برگشتيم . يكى از طفلان ، ضريح برنجى دارد . وزير لشكر ساخته است . ديگرى ضريح ندارد . خلاصه برگشتن از صحرا انداختيم ، خلوت رفتم منزل . در صحرا قبيله [ اى ] از ايل شمّر افتاده بودند . ايستاديم . خيلى تماشا كرديم . جوجه ، كره ، سگ ، خروس ، گوسفند ، خر و . . . داشتند بچههاى لخت ، زنها به بينىشان حلقه بزرگى به قدر قفل بزرگ آويزان كردهاند . [ 358 ] دهباشى نذر كرده بوده است ، پياده برود كربلا ، رفت . عليرضا خان هم امشب رفت كربلا سياچى پيش قهوهچى باشى ، تيمور ميرزا ، امين الملك . آقا على و . . . و . . . و . . . همه رفتهاند . اما راه را شب اغلب بنه و . . . گم كرده بودند . قهوهچى باشى شب با بارهايش ، در ميان صحرا الى صبح خوابيده است . شب بعد از شام مردانه شد . عرفانچى آمد روزنامه خواند . متولى مقبرهء طفلان مسلم محمد رضا بيگ است . شخصى است بسيار فضول ،