عبدالله مستوفى

89

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

داشته باشد . ولى فقط عضويت در اين مجمع ، نشانه و علامت استقلال و تماميت نيست . چنان كه مستعمرات انگليس از قبيل هندوستان و كانادا و استراليا و غيره نيز در اين مجمع عضويت دارند . بنابراين عضويت مجمع اتفاق ملل وقتى براى دول وثيقهء استقلال تماميت مىشود كه استقلال و تماميتى داشته ، و يا بموجب يك قرارداد همه چيز خود را بدولت ديگرى واگذار نكرده باشد . پس اين اطمينان شما در اين مورد ، مثل دلخوشى افليجى است كه بعضويت كلوپ ژيمناستيك ( ورزش ) نائل آمده باشد . يكى از ايرادهاى وارده بر شما اينست كه در صورتى كه ميدانستيد عضويت مجمع اتفاق ملل « وثيقهء بين المللى مهمى براى استقلال و تماميت ايران و از نقطه‌نظر سياست خارجى موجب اطمينان تام مىباشد » چرا با بودن چنين مجمعى دولت ايران را با عجله تسليم انگليسها نموديد ؟ آيا تصور ميكرديد دولت ديگرى كه پول از قرار صدى هفت قرض بدهد پيدا نكنيد ؟ يا بعد از جنگ اسلحه كهنه متاع كم‌يابى بود كه ميترسيديد از دست ايران برود ؟ ميگوئيد : « در ضمن ، از ذكر اين نكته نبايد خوددارى نمايم كه اين قراردادهاى بالذات هرشرط و تعهد مضرى را فاقد ، و اصول و موجبات سعادت و استقلال مملكت را داراست . ليكن بديهى است شرط استفاده از آن بوسيلهء حسن استعمال و اجراى آن بدست اشخاص بصير بوضعيات و مصالح آتى مملكت است . زيرا بهترين قراردادها و عهدنامه‌ها اگر مورد سوء استعمال شود و دستهاى آلوده و نالايق مأمور اجراى آن گردد ، مضارى را در برداشته ، فاقد منافع خواهد گرديد ، و در چنين صورتى ، نقص و كمال قرارداد ، و ضرر و نفع آن بالسويه خواهد بود ، و مملكتى كه اشخاص واقف بمصالح وقت و قادر بر اجراى وظايف را فاقد باشد ، و يا نخواهد بشناسد از هيچ قراردادى استفاده نخواهد كرد و بطريق اولى فقدان قرارداد و دوام بىتكليفى و درماندگى هيچوقت از زوال و فناى آن جلوگيرى نخواهد نمود . » بعد از آنكه ما در موارد عديده ، مضار مادى و معنوى اين قرارداد را كاملا تشريح كرده‌ايم ، ديگر اينجا به تكرار مطلب نخواهيم پرداخت ، و پس از آنكه در محل‌هاى خود ثابت نموده‌ايم كه اوضاع و احوال دورهء رياست شما عادى و حتى از هر حيث بهتر و مناسب‌تر از اوضاع زمان اسلاف شما بوده است ، كلمات بىتكليفى و درماندگى با فناء و زوال در عقايد ما تزلزلى حاصل نخواهد كرد . جواب اين جمله را هم كه ميگوئيد : « شرط استفاده مملكت از اين قرارداد بوسيلهء حسن استعمال و اجراى آن به دست اشخاص بصير بوضعيات و مصالح آتى مملكت است . » در ضمن مطايبه و تمثيل ، از نطق خياط جعلى استنباط خواهيد كرد . واقعا بد شاهكارى پيدا نكرده‌ايد ! تا پول و پيشرفت داريد ، با قانون نظامى و سانسور مطبوعات و حبس و تبعيد افكار عامه را خفه ميكنيد و مملكت را نرم‌نرم بدم معدهء سوزان استعمارى انگليس ميدهيد ، وقتى كه هم پول و پيشرفت شما ، و هم صبر و حوصلهء مردم تمام شد و كار از پرده