عبدالله مستوفى
64
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
فرسخ راهآهن است . شناسائى رسمى آندولت نيز ، اگر بلشويكها بگذارند « 1 » تازه اتفاق افتاده است . اين دولت با وجود اين همه مصائب خوددارى مىكند ، و به هيچ دولتى خود را بستگى نداده ، خويشتن را قائم بالذات معرفى مينمايد و شما پهلوان سياست ؛ و داهيهء شرق و بزرگترين صدراعظم آسيا « ؟ » دولتى مثل ايران را باسم حقايق و واقعيات و بعنوان احتراز از احساسات و اوهام تحقق ناپذير ؛ بثمن بخس بانگليس ميفروشيد ! سهلست ، روزنامهنگاران مزدور خود را وادار ميكنيد كه در ازاى اين ايران فروشى القاب سابق الذكر را نيز بشما بدهند « 2 » از تجربهء دهساله ، و تشبث به تمام وسائل متصوره ؛ و عقيم ماندن نقشههاى احساس و نتايج وخيمهء آن سخن رانده ، اين مطالب را قضاياى مسلحه وانمود مىفرمائيد ، در صورتى كه يك نظر بتاريخ ده دوازده سالهء ايران ، خلاف گفتههاى شما را واضح مينمايد . دولت ايران ، بعد از مشروطيت تقريبا بلافاصله دچار معاهدهء 1907 بين دولتين روس و انگليس شد . اين معاهده ، صورتا اين مملكت را به دو منطقهء نفوذ ، در شمال و جنوب ، و يك منطقهء بيطرف در مركز تقسيم كرده و چون معاهدهاى بود كه دولتين بين خود منعقد داشته بودند ، براى ايران مخصوصا بعد از جوابى كه دولت در موقع اعلان اين معاهده بسفارتين فرستاد ، هيچگونه ضمانتى و هيچ نوع تعهدى حاصل نمينمود ، و از نقطهنظر استقلال داخلى ، در تمام نقاط مملكت ، فرمانروائى داشت و در روابط خارجى خود نيز ، بالمره آزاد بود . از هركس ميخواست ، پول قرض ميكرد ، و از هر ملتى ارادهاش تعلق ميگرفت مستشار و معلم استخدام مينمود . فشار دولتين در قضيهء شوستر و التيماتوم روس و قبول آن از طرف شما ، جلب مستشار خارجى را باجازهء دولتين منوط نموده و بلژيكىهائى كه در خدمت دولت ايران و متصدى گمرك بودند ، با رضايت ضمنى دولتين و همراهيهاى شما و ناصر الملك ، بجاى امريكائيها برقرار شدند . در اين واقعه اگرچه ايران اختيار تام و تمام انتخاب مليت مستشار خارجى را از دست داد ، ولى در نياوردن مستشار جديد ، آزاد بوده ، سوئدىها در ژاندارمرى و نظميه و بلژيكيها در ماليه و گمرك باقى ماندند . جنگهاى بين المللى و مشغلهء دولتين فرصتى بايرانيها داده ، در همانروزهاى اوليه ماليهء مملكت را از دست بلژيكيها كه از قديم الايام خود را بدست نشاندگى دولتين ، بخصوص دولت روس معروف كرده بودند ، خارج نمودند ، و اين خود قدم وسيعى بود كه به سمت آزادى مملكت ، از قيد مستخدمين خارجى و دستنشاندهء دولتين برداشته شد . در حين جنگ هم ، موضوع اتحاد و انقطاع ايران با طرفين مخاصمه ، خيلى خيال دولت و ملت را متوجه خود ساخت ، ولى بالاخره دولت در حال بيطرفى كه از ابتداى جنگ خط مشى قرار داده بود ، باقى مانده ، مداخلهء فردى بعضى از ايرانيها به همراهى
--> ( 1 ) - چنان كه نگذاشتند . ( 2 ) - سيد ضياء الدين مدير رعد و مدير روزنامهء ايران ، بيشتر از سايرين باد ببوق اين القاب ميكردند .