عبدالله مستوفى
662
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
هم با او هستند . ولى البته اكثريت اين جمعيت را مردمان تهران تشكيل ميدهند . براى اينكه مردم به اين محل زيادتر بيايند ، بساط شام و نهار و چاى ، يا بعبارت ساده ، سورسات هم داير است . مردمى كه در اين كار شركت مىكنند ، دو دسته هستند . يكى تعزيهگردانها ، كه عموما عمال پهلوى ميباشند ، و ديگرى اشخاص غير متعين ، و شايد لات و سورچران كه براى وقتگذرانى وارد اين اجتماعات ميشوند . پهلوى خيلى مايل است ، كه از تجار بازار هم در اين اجتماع وارد كند ، ولى جز معدودى ، كه در جمهوريخواهى با او همخيال بودهاند ، كسى دور اين علم جمع نميشود ، اما در هرحال سياهى لشكر زياد است ، و روز بروز زيادتر هم مىشود . در جلسهء هفتم آبان ، گزارش كميسيون عرايض ، راجع به عريضهها و تلگرافهاى ولايات ، دائر بتقاضاى تغيير سلسله مطرح شد . ياسائى و داور ، در ضمن بيانات ، گاهى رك و زمانى در لفافه ، معتقدند كه بايد مجلس در اين باب وارد شده ، و تكليفى براى هيجان و لاتكليفى مردم معين كند . ملك الشعراى بهار ، در ضمن نطق مفصلى ميگويد : در اينكه بايد مجلس اين بىتكليفى و هيجان را رفع كند هيچ ترديدى نيست ، ولى ما بايد قانون اساسى را رعايت كرده ، و سابقهاى ايجاد نكنيم ، كه در آينده هرچندى يك بار بتوانند يك پارچه از قانون اساسى را مقراض كنند ، و حقا معتقد است كه بايد بآراء عموم ملت مراجعه كرده ، و نبايد بعجله پيش رفت . شيخ حسين تهرانى مجلس را بآذربايجانىها مىترساند ، و معتقد است كه هرچه زودتر ، بايد به اين بحران خاتمه بدهند . دستغيب ميگويد : مردم درد خويش را از ولايات بوكلاى خود ميگويند ، پس اختيار را بوكلاى خود واگذاشتهاند ، بنابراين مانعى ندارد ، كه همين مجلس در اين باب وارد شده ، خواهش مردم را برآورد . حائرىزاده معتقد است ، كه مجلس جاى روضهخوانى نيست « 1 » . تنفس بدهيد ، در خارج علماى حقوق بنشينند ، راهحلى براى قضيه فكر كنند ، آنوقت بمجلس بياورند ، و روى آن مذاكره كنيد . در سر اينكه تنفس داده شود ، يا خير مذاكراتى بين بعضى ردوبدل شده ، بعضى معتقدند كه اگر تنفس داده شود ، همه مىروند ، و مجلس از اكثريت ميافتد ! و بعضى هم پيشنهاد مىكنند ، كميسيونى تشكيل شود . در اينكه انتخاب اين كميسيون از طرف مجلس باشد ، يا شعبههاى پارلمانى به اين كار بپردازند ، اختلافى حاصل شده ، سيد يعقوب انوار ، براى تملق پهلوى ، قدرى به اين و آن مىپرد ، و ليوهگى « 2 » مىكند . در اين ضمن ، صداى يكى دو تير در خارج مجلس بلند شده ، مجلس از اكثريت ميافتد ، و تعطيل مىشود .
--> ( 1 ) - دستغيبب شيرازى و روضهخوان و گاهى هم نطقهاى او در مجلس بروضهخوانى شبيه بود . ( 2 ) - مترادف مسخرگى .