عبدالله مستوفى

59

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

قواى تأمينيه غيرمقدور ، و براى شروع بهر اصلاح و استفاده از هر وضع و علاج هر خطرى مراجعه به سرمايهء خارجى وسيله و شرط منحصر به نظر ميآمد . » سابقا در محل‌هاى خود ، كاملا ثابت كرده‌ايم كه در ابتداى رياست وزراء شما ، قحطى و امراض بالمره از اين مملكت زايل شده ، و جنگهاى بين المللى هم در اين وقت زيان فعلى بمملكت ما وارد نمىآورد . رجبعلى و جعفر قلى و رضاى حوزانى و نايب حسين كاشى كه شما وجود آنها را كشمكش داخلى موسوم ساخته‌ايد ، نيز هيچ تعرضى بماليات نداشتند ، و عوامل مهلكهء ديگرى هم وجود نداشت ، سهلست موقع رياست شما ، با خرمن پرحاصل و حاصل پرقيمتى تصادف كرد ، كه براى وصول ماليات ابدا اشكالى در كار نبود ، حتى مأمورين ماليه بقاياى سال گذشته را كه بواسطهء قحطى و ناخوشى و جنگ‌هاى بين المللى لاوصول مانده بود ، نيز وصول كردند . پس شما گذشته از اينكه از ماليات همان سال استفاده كرده‌ايد از ماليات سال‌هاى قبل هم مستفيد شده و نتيجهء سختىهائيكه اسلاف شما برده بودند ، عايد شما شد . ما نميدانيم اسف‌انگيزى ماليهء دولت از چه حيث و براى چه ماليات‌ها بدرجهء صفر رسيده بوده است . اما راجع بعايدات گمركى ، همه‌كس ميداند كه هيچوقت اين عايدات محل مصارف عمومى دولت نبوده ، كه از كسر و نكس آن ضررى متوجه اعمال چرخهاى دولتى بشود . بلكه اين عايدات محل قروض بوده كه هرچه وصول ميشده ، براى استهلاك اصل و فرع ديون عمومى دولت ببانك‌هاى دولتين ميرسيده است . منتهى بعد از شروع جنگ دولت ايران با دولتين قرار گذاشت ، كه موقتا يعنى تا زمان ختم جنگ و راه افتادن دادوستد بين المللى ، تاديهء اصل و فرع قروض خود را بتأخير انداخته ، از تمام عايدات گمركى خود استفاده كند ، و دولتين هم بصرفه‌اى كه در گرفتن قران از گمركات و دادن ليرهء چهار پنج تومانى در بيست و دو سه قران داشتند راضى به اين امر شدند و باز در جاى خود گفتيم كه كابينه‌هاى قبل از شما براى اينكه ليره را در بيست و دو سه قران نگرفته ، و در شش تومان پس بدهند از گرفتن اين پول صرفنظر كردند . اگرچه ماشاء اللّه تمام آنچه در موضوع كسرونكس ماليات نوشته‌ايد ، بىاساس و غالب آنها راجع بكابينه‌هاى قبل از شماست ، كه در اينجا به خود نسبت داده‌ايد ولى ، كسر عايدات گمركى دعوى بالمره باطل و چيزيست كه كابينه‌هاى قبل از شما بلكه هيچ كابينه‌اى از آن استفتاه نكرده ، كه شما بقاعدهء استصحاب ، آن را هم داخل در ساير ادعاهاى خود در اين موضوع ميكنيد . اينجاست كه باز هم ميخواهيم ، يك سؤال از شما بكنيم ، و آن اينست كه اسلاف شما با درآمد خود مملكت ، با وجود قحطى و گرسنگى و ناخوشى ، چهارده ماه مملكت ، را اداره كرده ، و از اقساط موراتوريم هم به همان نظر سابق الذكر ، محروم بوده ، و نان را به نصف قيمت بمردم دادند ، ولى شما در سال پرحاصل و حاصل پرقيمت ، هم از قيمت جنس استفاده كرديد ، و هم نان را يكربع گران‌تر بمردم فروختيد ، و گذشته از ماليات‌هاى دورهء