عبدالله مستوفى

60

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

خود ماليات عقب‌افتادهء دورهء آنها را نيز گرفتيد . اينهمه تفاوت براى حقوق سه چهار هزار نفر كه شما بر عدهء ژاندارم افزوده‌ايد كافى نبود كه در مدت يك سال و چند ماه رياست خود هفده كرور هم بعنوان پيش قسط استقراض ، از بانك انگليس دريافت داشته ، با فرع صدى هفت گردن اين ملت فقير گذاشته‌ايد ؟ « 1 » ميگوئيد : « تبديل سياست دنيا در نتيجهء جنگ بين المللى ، و طرح خطوط و نقوش اصليه در نقشهء جغرافيائى عالم ( مخصوصا پس از انقلاب و تشنج عظيم روسيه ) و سعى و تلاش هريك از قطعات مجاور مملكت ما ، براى تقويت نيروى خويش ، و اتصالات آنها بدول قوىتر و نيرومندتر در هر لحظه درس جديد ، و تنبيه تازه‌اى بود كه بايد در تقويت اساس مملكت كوشيده ، و مزاج مملكت را براى مقابله با وضعيات و مشكلات محتمل الوقوع حاضر و مهيا كرد . » يكى از مزاياى جغرافى سياسى يك دولت اين است كه در اطراف آن دولت دول قوى نباشند ، كه اگر بخواهند بد همسايگى كرده ، آن دولت را دچار مشكلات نمايند ، از عهده برنيايند . گذشته از اين همسايگى با دول ضعيفه مسلما موجب تمايل آنها به سمت دولت بزرگتر ، و مستلزم منافع اين دولت است . پس تبديل سياست دنيا در نتيجهء جنگ بين المللى و طرح نقوش جديده در خريطهء عالم ، و بخصوص انقلاب روسيه ، پيشآمد خوش و اتفاق مساعدى براى مملكت ما بوده است كه ما را از هم‌جوارى دولت بد همسايه قديم روس نجات داده ، و بهمجوارى دول كوچك آذربايجان و ارمنستان و تركستان كه با آنها جهت جامعهء مذهبى و نژادى و زبانى داريم ، نايل ساخته است . خروج افغانستان از تحت الحمايگى دولت انگليس ، و استقلال تام و تمام آن دولت هم تقريبا تجزيهء ديگرى است كه دولت ايران را در قسمت مهم سرحدات خود از همسايگى غير مستقيم با دولت انگلستان رهائى بخشيده ، و ما را بدون واسطه با دولت هم‌نژاد ، هم‌مذهب ، هم‌زبان ، كم‌قدرت ديگرى همجوار نموده است . بنابراين قبل از جنگ ايران با سه دولت روس و عثمانى و انگليس كه هر سه قوىتر از آن بودند ، همسايه بود و امروز روس و عثمانى از پى كار خود رفته ، بجاى آنها دول ارمنستان و آذربايجان در قفقاز و تركستان و افغانستان در شمال و مشرق استقرار يافته « 2 » و مسلما همسايگى با دو دولت قويتر ، مشكلتر از همجوارى با يكدولت قويتر و چند دولت ضعيفتر است .

--> ( 1 ) - اين قرض ، تا زمان سلطنت پهلوى پرداخته نشده بود . هر وقت انگليس‌ها مطالبه ميكردند ، دولت ايران در حقيقت به آنها جواب ميگفت : « پول عاشقى بكيسه برنميگردد . » شما عاشق استعمار ايران بوديد و پولهائى در اين راه خرج كرده‌ايد . مطالبهء اين قبيل پولها كه هيچ سند استقراضى هم ندارد ، بىمورد است . ولى چون در دورهء پهلوى كارها بطور محرمانه ميگذشته اين قرض زوركى را هم پرداختند . چنان كه تا اين اواخر كسى نميدانست كه اين قرض‌ها را كدام وزير تصديق كرده ، و كدام وزير پرداخته است . ( 2 ) - در اينوقت هنوز دولت عراق وجود متمايزى نداشته و در حقيقت جزو مستملكات انگليس بشمار ميآمد .